Sunday, 26 March 2017
الأحد, ۲۷ جمادى الثانية ۱۴۳۸
یکشنبه, ۰۶ فروردین ۱۳۹۶

غزلی از محمد علی بهمنی : من با غزلی قانعم و با غزلی شاد

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم به دو صد خانه آباد

 

من حسرت پرواز ندارم به دل آری
در من قفسی هست كه می خواهدم آزاد

ای باد تخیل ببر آنجا غزلم را
کش مردم آزاده بگویند مریزاد

من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد
آرام چه می جویی از این زاده اضداد؟

می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یك عمر عبث داد زدم بر سر بیداد

مگذار كه دندانزده غم شود ای دوست
این سیب كه نا چیده به دامان تو افتاد

شاعر : محمد علی بهمنی 

زیباترین اشعار فارسی

http://telegram.me/joinchat/CXhPkT5xHFINBQB1L-E8VQ

شعر و داستان

آبروداری

شعر : آبرو اسباب بازی نیست دوست

گیرم از داور تو راضی نیستی اوست تا قاضی تو قاضی نیستی یک کلاغت چل کلاغ آخر چرا؟ دین نه ، دانا در ریاضی نیستی؟ کمتر از افعال مردم عیب گیر چون علیم از حال و ماضی نیستی
GRID LIST
موفقیت
گنج
طلاق
شوهرداری
ازدواج

Please publish modules in offcanvas position.