چگونگي انحلال حزب توده در ايران

چگونگي انحلال حزب توده در ايران

به گزارش گروه سياسي گويدا به نقل از فارس ، در نیمه­ دوم سال 1361، اطلاعات دقیق و مستند و شواهد نظری و عملی، مسئولین کشور را در جریان یک توطئه گسترده و عمیق که توسط حزب توده در شرف تکوین بود و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را هدف گرفته بود، قرار داد.

از بدو پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولین نظام نسبت به ماهیت حزب توده شناخت کافی داشتند که این شناخت که از تجربه عمیق بررسی فعالیت کمونیست­ها در ایران و سایر کشورهای اسلامی سرچشمه می‌گرفت، کافی بود تا رهبری انقلاب و مسئولین نظام را نسبت به فعالیت حزب توده و سایر گروه­های چپ در ایران به هوشیاری معطوف کند.

 

امام خمینی(ره) در سخنان خود - پیش و پس از انقلاب - بارها بر این هوشیاری تأکید ورزید و تلاش­های جریان‌های مارکسیستی و التقاطی را که منافقانه از اتحاد با نیروهای مسلمان دم می­زدند، خنثی کردند.

با وجود این در سال­های 1361-1358، شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور به نحوی بود که مسئولین در عین ابراز هوشیاری، می­‌کوشیدند فعالیت رسمی حزب توده را علی­رغم عملیات مخرب آن تحمل کنند.

مهم­ترین عاملی که سبب فعالیت آزادانه حزب توده در 4 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی شد، تعهد نظام نسبت به «اصل آزادی عقیده» بود.

امام(ره) در آخرین روزهای اقامت خود در پاریس به صراحت بر این اصل تأکید ورزیده و اعلام داشتند در نظام آینده: «مارکسیست­ها آزاد خواهند بود خواسته­های خود را بیان کنند، اما آزادی توطئه علیه کشور را نخواهند داشت.» (کیهان 1375/10/26)

این اصل که نظام جمهوری اسلامی تاکنون نیز پایبندی خود را به آن به ثبوت رسانیده، از 2 بُعد قابل بررسی است: بُعد نخست را «اصل پویایی اندیشه­ها در شرایط تعارض» می­‌توان نامید.

اسلام از تعارض اندیشه­ها نه تنها بیم ندارد، بلکه آن را برای اعتلای مبانی مکتبی و انتخاب آگاهانه افراد مفید می­داند.

اسلام مکتبی است که در همه­ی ابعاد نظری و عملی توانمندی و غنای خود را به اثبات رسانده و در شرایطی که مکتب در معرض شبهات کفرآلود و شرک آمیزقرارگیرد، مواجهه مکتبی و فرهنگی و دفع عقلایی تفکر منحرف از راه تعمیق اندیشه را کارساز می­شمرد و نه سرکوب قهرآمیز تفکر و رقیب و مهاجم را.

بُعد دوم، ضرورت باسازی فکری و فرهنگی نسلی بود که در دوران حاکمیت شاه و امریکا به شدت به فرهنگ غربی آلوده شده بود. این بخش از جامعه که در شرایط سلطه پرورش یافته بود، با پیش‌داوری­‌های نظری و آلودگی­‌های فرهنگی وارد نظام نوین اسلامی شد و بخشی از آن پیرامون گروه­های مختلف چپ، از جمله حزب توده  مجتمع شد.

مسئولین انقلاب و نظام امید داشتند که با گذشت زمان و آشنایی با آرمان­‌ها و ارزش‌­های اسلامی به تدریج عناصر کمتر آلوده و صادق این نیروها به آغوش اسلام باز گردند.

بر اساس این بینش مکتبی، نظام نوپای جمهوری اسلامی علی­رغم فشار کم نظیر ضد انقلاب داخلی و خارجی، فعالیت آزادنه احزاب و گروه­های چپ را پذیرا شد.

به تدریج بخش عمده این جریانات که زیست در شرایط آرام سیاسی، انگیزه­‌های وجودی و مایه­‌های موجودیشان را به تاراج می‌­برد و دستمایه بس حقیرانه فرهنگ و اندیشه­شان را بر ملا می­‌ساخت، راه توطئه و آشوب را پیش گرفتند و توسط مردم از صحنه حیات اجتماعی کشور حذف شدند. ولی در این میان حزب توده ترفندی خاص پیش گرفت و زیرکانه کوشید تا توطئه‌­های خود را زیر پوشش حمایت صوری از نظام انقلابی پنهان دارد.

مسئولین نظام هر چند هوشیارانه به حرکت­های حزب توده توجه داشتند، با وجود این تا نیمه دوم سال 1361 با صبر و بردباری موجودیت آن را تحمل کردند. ولی در شرایطی که این موجودیت می­‌توانست به خطری برای کیان انقلاب و ارزش‌­های برخاسته از خون هزاران شهید تبدیل شود، بردباری جایز نبود. نه تنها شرع، بلکه عرف جاری سیاست جهانی در همه اعصار و در همه کشورها چنین بردباری را جایز نمی­‌شمارد. به این ترتیب پرده­‌دری از چهره­ توطئه ­آمیز حزب توده در دستور نهادهای انقلابی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و مأموریت دستگیری سران حزب توده به «واحد اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» محول شد.

* عملیات امیر المومنین(ع) و فروپاشی حزب توده

سرانجام در پی یک رشته عملیات مقدماتی در ساعت 4:30 بامداد 17 بهمن ماه 1361 با دستگیری «نورالدین کیانوری دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده» و همسرش مریم فرمانفرمائیان فیروز، عضو هیأت سیاسی کمیته مرکزی حزب، نخستین مرحله عملیاتی آغاز شد.

در ساعات اولیه بامداد همان روز، بخش مهمی از مراکز پنهانی حزب توده به تصرف پاسداران انقلاب اسلامی درآمد که حدود 40 تن از مهره­های برجسته حزب توده و عناصر کلیدی کمیته مرکزی و کادرهای درجه اول حزبی را در بر می­‌گرفت.

در پی دستگیری این عناصر، بلافاصله تخلیه اطلاعاتی با طبقه‌­بندی حفاظتی بالا آغاز شد و هرگونه تلاش عوامل نفوذی شوروی و حزب توده و عناصر ضد انقلاب راست در سایر ارگان­ها - که بعدها چگونگی آن کشف شد- برای اطلاع از میزان اطلاعات به دست آمده عقیم ماند.

باتلاش پیگیر نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فاصله­‌ای کمتر از 2 ماه، تمامی اطلاعات کلیدی از عملیات پنهانی حزب توده به دست آمد و سازمان­های مخفی و نظامی و شبکه‌­های نفوذی و جاسوسی و طرح‌­های براندازی خزنده و کودتایی حزب توده کشف شد. ابعاد مطالب کشف شده به حدی بود که رهبری حزب توده هیچ­گاه تصور آن را نمی­‌کرد و برای جبران آن، طرح جانشینی پیش­بینی نکرده بود.

دومین مرحله عملیات با نام «عملیات حضرت امیرالمومنین(ع)» بر مبنای اطلاعات کشف شده در مرحله نخست، در شب میلاد امام علی (ع) در تاریخ 7 اردیبهشت ماه 1362 آغاز شد.

در نخستین گام این عملیات، 4 نفر اعضای رهبری حزب توده که جلسه «هیأت دبیران» را تشکیل داده بودند (فرج‌­الله میزانی مسئول تشکیلات کل، انوشیروان ابراهیمی مسئول فرقه دمکرات آذربایجان، محمد مهدی پرتوی مسئول سازمان­های مخفی و نظامی و رحمان هاتفی مسئول وقت سازمان ایالتی تهران پس از دستگیری حجری در ضربه اول) دستگیر شدند.

در این عملیات، حدود 170 نفر از کادرهای حزبی و اعضای سازمان­‌های مخفی و نظامی و عوامل جاسوسی و نفوذی در تهران و بیش از 500 نفر در شهرستان­ها دستگیر شدند.

هم­چنین حدود 80 واحد خانه مخفی حزب، 3 محل جاسازی شده اسلحه، شامل 200 قبضه انواع سلاح کمری، تفنگ ژـ3، کلاشینکف، آرپی.جی7، تیربار و مقادیر زیادی فشنگ و نارنجک، صدها دستگاه اتومبیل و موتور سیکلت، انواع وسایل چاپ و تکثیر و آرشیوهای محرمانه حزبی و قریب به نه میلیون تومان وجه نقد به دست آمد.

حزب توده دربرگیرنده قریب به 10هزار عضو و تعدادی هوادار بود که بخش عمده آنان در سازمان­های رسمی حزب سازماندهی شده بودند و مستقیماً در جریان توطئه‌­ها و اقدمات پنهانی حزب قرار نداشتند.

نکته‌­ای که مورد توجه جدی مسئولین قرار داشت، بهره­‌گیری از افشای توطئه­‌های پنهانی حزب به منظور بازگردانیدن این عناصر به دامان نظام و جامعه و برخورداری آنان از یک زندگی سالم بود.

بر این اساس همزمان با «ضربه دوم» ـ عناصری را که به طور مستقیم در توطئه­‌های پنهانی و جاسوسی حزب مشارکت داشتند در بر می­‌گرفت ـ برنامه افشای ماهیت حزب نیز به اجرا در آمد.

اولین گام در این افشاگری، مصاحبه رادیو تلویزیونی تعدادی از برجسته‌­ترین سران حزب و اعتراف صریح آنان به مشارکت در تخلفات قانونی و توطئه­های پنهانی و جاسوسی بود.

* مهر پایان بر پرونده حزب خائن

همزمان با این اعترافات صریح و بر مبنای اسناد و مدارک تکان دهنده ای که از توطئه ها و خیانت های حزب توده به دست آمد، در تاریخ 1362/2/15، دادستانی کل انقلاب اسلامی «انحلال حزب توده» را به این شرح اعلام کرد:

«بسم الله الرحمن الرحیم

و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین

بار دیگر دست خدا از آستین حزب‌الله به در آمد و همان‌طور که بار‌ها شاهد پیروزی این امت محروم بر اجانب بوده‌ایم، این‌ بار نیز یکی دیگر از جریانات خائن به اسلام را رسوا ساخت.

در پی دستگیری سردمداران حزب منفور توده و اقاریر صریح آنان مبنی بر توطئه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و براندازی به شرح ذیل:

1ـ  جاسوسی به نفع بیگانگان.

2ـ  سرقت و نگهداری اسلحه و مهمات جهت مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران.

3ـ  رابطه با گروهک‌های محارب.

4ـ  اخلال در کارخانجات و مراکز تولیدی و صنعتی کشور.

5ـ  نفوذ در سازمان‌ها، ادارات، نهادهای انقلابی و مراکز نظامی و انتظامی، دادستان کل انقلاب اسلامی بنا بر اصول 9 و 24 و 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به موجب این اطلاعیه، حزب توده را منحل اعلام داشته و هر نوع فعالیتی به نفع آنان را غیرقانونی و عملی ضد انقلابی محسوب می‌کند.

بنابراین به کلیه اعضا و هواداران این حزب اخطار می‌شود در تهران از تاریخ 1362/2/17 لغایت 1362/2/25 به اطلاعات دادسرای انقلاب اسلامی مرکز واقع در «لونا پارک» و در شهرستان‌ها از تاریخ 1362/2/25 الی 1362/3/25 به دادستانی‌های انقلاب اسلامی آن شهرستان‌ها مراجعه و ضمن ارایه اصل شناسنامه، 2 نسخه فتوکپی شناسنامه و 3 قطعه عکس جدید، خود را معرفی و پس از تکمیل فرم مربوطه مرخص شوند.

بدیهی است کسانی که پس از انقضای مهلت مذکور خود را معرفی نکرده باشند به عنوان ضد انقلاب و توطئه‌گر علیه نظام جمهوری اسلامی تحت پیگرد قرار گرفته و مطابق قوانین دادگاه‌های انقلاب اسلامی به کیفر خواهند رسید.»

* امام(ره) اعضای اطلاعات سپاه را «سربازان گمنام» نامید

با انجام این عملیات سپاه در دستگیری و برخورد با اعضای حزب توده، حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، طی پیامی به اهمیت این اقدام پرداخت و برای اولین بار، اعضای واحد اطلاعات سپاه پاسداران را با عنوان «سربازان گمنام» خطاب کرد.

متن این پیام به شرح زیر است:

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

اگر فاتحان دنیا افتخار می‏‌کنند به سرباز گمنام، اسلام بزرگ و ملت شریف و فاتحان عزیز ما افتخار می‏‌کنند به هزاران سرباز گمنام بزرگواری که در پی نام و نشان نیستند و برای کشور اسلامی خویش و اسلام عزیز و ملت انسانپرور افتخاراتی می‏‌آفرینند معجزه‏‌آسا و پیروزیهای ژرف.

فرق است بین سرباز گمنامی که قدرت‌های مادی دنیا به آن فخر می‏‌فروشند و بین سربازان گمنامی که پروردۀ اسلام و مکتب توحید است، که انگیزه آنان تحصیل قدرت و اکثراً ستمکاری است و انگیزه اینان خدا و طلب حق است.

اساسا سربازان اسلام، اگرچه نامدار باشند، در این جهان گمنامند. نامدارترین سرباز فداکار در اسلام، امیرالمؤمنین است و او گمنامترین سرباز است.

با کدام تفکر عرفانی، فلسفی، سیاسی و کدام قلم و زبان و بیان، بشر این سرباز گمنام را معرفی کند و بشناسد و بشناساند؟ و مطلب با حفظ مراتب همین است.

سربازان گمنام ما در تمام جبهه‏‌ها و پشت جبهه‏‌ها که شب و روز و جوانی و هستی خود را برای اسلام و مکتب الهی فدا می‌‏کنند و نام و نشانی نمی‌‏خواهند و ندارند، چه بسا که به سبب ضرورت تشکیلاتی، همسران و مادران و نزدیکان آنان ندانند که اینان چه حماسه‏‌ها می‏‌آفرینند و چه ارزش‌ها برای انقلاب خلق می‏‌کنند.

از جبهه‏‌ها که کم و بیش مسائل آنها و حماسه‌‏های سرفرازانه آنان را می‏‌دانید و تا در سنگرهای آنان که مراکز عبادت‏ الله‏ است نروید و دستی از دور بر آتش داشته باشید، عمق فداکاری و محافل عرفانی ـ الهی آنان معلوم نمی‌‏شود، که بگذریم.

جوانان ارجمند و عزیز ما در جبهه‏‌های داخلی از عمق جنگل‌های وسیع تا بیغوله‏‌ها و پناهگاه‌های بزرگ منحرفان غافل از خدا، از دمکرات و کومله تا منافقین و فدایی خلق و حزب خلق به اصطلاح مسلمان تا حزب توده و سایر گروهک‌های کوچک و بزرگ را با فداکاری‌ها و خداطلبی‌ها آنچنان قلع و قمع کردند که دنیا را با همه دشمنی‌ها که دارند به اعجاب و تحیر درآوردند.

توجه به کارآمدی امنیتی و اطلاعاتی این جوانان گمنام پاسدار و بسیج و کمیته و دادستانی و دیگر دلباختگان در راه خدا در به دام انداختن سران خیانتکار حزب توده که چون مار پر خط و خال در براندازی اسلام فعالیت منافقانه داشتند و هر یک سابقه‏‌های طولانی بیست ـ سی ساله در جهات تشکیلاتی و اطلاعاتی و جاسوسی داشته‏‌اند و از تخصص در این امور بهره وافی داشتند.

موجب سرفرازی امت اسلامی است که چنین فداکارانی دارد و اعجاب و تحیر دستگاههای جاسوسی و اطلاعاتی سراسر جهان است و این اعجاز جز به هدایت حق تعالی و عنایات خاصه ولی‏‌الله‏ الاعظم ـ ارواحنا فداه ـ صورت نگرفته است.

ملت ایران از این پیروزی با ابعاد مختلفه خصوصا سیاسی آن باید قدردانی و تشکر کنند و در تقویت جمیع سلحشوران مرزها و داخل کشور کوشا باشند.

کمال بی‏‌انصافی است که کس یا کسانی به واسطه عقده‏‌های بیهوده از این نگهبانان اسلام و حافظان کشور اسلامی خرده بگیرد.

بار الها! ما تو را به این نعمتها که نصیب ما فرمودی و ما را از کید و خیانت بدخواهان به وسیله جوانان عاشق خود حفظ فرمودی شکر می‏‌کنیم و از عهده آن برنمی‏‌آییم.

بار الها! این عزیزان مجاهد فی سبیل‏‌الله‏ را برای ملت ما حفظ فرما و به شهدای آنان رحمت و به بستگان آنان خصوصا مادران و پدران و همسران آنان صبر و خیر و برکت عنایت فرما.

* اخراج 18 نفر عضو سفارت شوروی از ایران

همزمان، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز، بر مبنای اسنادی که در زمینه رابطه جاسوسی عوامل حزب توده با عوامل اطلاعاتی سفارت شوروی به دست آمده بود، اخراج 18 عضو سفارت شوروی را از ایران اعلام داشت.

بسم‌الله‌الرحمن الرحیم

جمهوری اسلامی ایران این ثمره خون پاک شهیدان و دست‌آورد انقلاب شکوهمند اسلامی، احترام به شعارهای محوری و جاودانه استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی را رمز پویایی و قوت انقلاب اسلامی می‌داند و بر این پایه همواره ضمن تاکید بر خودداری از دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر و ضرورت حفظ روابط مسالمت‌آمیز و مبتنی بر احترام متقابل با همه کشورهای غیر محارب، با هر گونه حرکت مداخله‌جویانه و سلطه‌ طلبانه که ناقض حق حاکمیت و استقلال میهن اسلامی باشد یا قاطعیت مقابله نموده و خواهد کرد.

با توجه به دخالت عناصری از سفارت شوروی و ارگان‌های تابعه در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران از طریق به کارگیری و ارتباط با عوامل مزدور و خائن به مصالح امت و انقلاب اسلامی که کلا خلاف ضوابط دیپلماتیک و اصول شناخته شده بین‌المللی و مخل روابط سالم حسن همجواری می‌باشد، دولت جمهوری اسلامی، در جهت اعمال حق حاکمیت و تامین مصالح عالیه جمهوری اسلامی، اقدام به اخراج عناصر وابسته به سفارت شوروی منتسب به فعالیت‌های مضره فوق را به اطلاع امت بیدار ایران می‌رساند.

در این رابطه عصر دیروز (چهارشنبه، چهارده اردیبهشت 1362) سفیر اتحاد شوروی به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران احضار و طی یادداشتی از نامبرده خواسته شد که حداکثر ظرف 48 ساعت 18 نفر از عناصر وابسته به سفارت، ارگان‌های تابعه به اسامی زیر را که از نظر دولت جمهوری اسلامی ایارن به عنوان عنصر نامطلوب شناخته شده‌اند از کشور خارجه نماید:

1- نیکلای نیکولاوویچ کون یرو- رایزن.
2- گنادی پتروویچ اودپوف- دبیر اول.
3- آناتولی نیکولایوویچ کوچشکوف- رایزن.
4- حسین عباس قلی یوویچ قلی‌یوف- دبیر دوم.
5- والری ایوانوویچ سامونین- دبیر دوم.
6- والری الکساندرویچ مارکوف- دبیر سوم.
7- وباجسلاو ایوانوویچ زاریا- دبیر اول.
8- ویکتورباکویوویچ کسیلی یوف- دبیر سوم.
9- زامیر بنیوویچ کابولوف- وابسته.
10- سرهنگ یوگنی نیکولایوویچ خری سانر- وابسته نظامی.
11- سرهنگ آندومولادیمروویچ وربونول- وابسته نظامی.
12- آناتولی کنستان تینوویچ لپشین- معاون قسمت بازرگانی.
13- یوری اوراروف- کارمند بازرگانی.
14- ولادیمروسیلی یوویچ پلاخ‌تی- رایزن.
15- سرگرد الکساندر لونیدوویچ بان سیلی یف- وابسته نظامی.
16- میخائیل نیکولایوویچ عارف- کارمند بازرگانی.
17- مال خازایوانوویچ ارتی‌پونوف- کنسول در اصفهان.
18- الله‌وردی میبا لااوغلی اسدالله یوف- دبیر اول.
به امید پیروزی مستضعفین بر مستکبرین
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)
GRID LIST
موفقیت
گنج
طلاق
شوهرداری
ازدواج
Monday, 26 October 2020
الإثنين, ۰۹ ربيع الأول ۱۴۴۲
دوشنبه, ۰۵ آبان ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.