مراحل سیر و سلوک معنوی / ویژگی های اوتاد

با بررسی احادیث و ادعیه مأثور از خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام در زمینۀ سیر و سلوک، به این نتیجه می رسیم که مسافت سیر معنوی به سوی خدا نزدیک است و مسیر آن دارای مراحلی است که انسان سالک باید با گذر از آنها به مقصد برسد.

اخلاص

اخلاص بدان معناست که همۀ حرکات و سکنات سالک برای رضای خدا باشد (مجلسی، 1403ق، ج 74، ص82)، حتی در خوردن و خوابیدن نیت الهی داشته باشد (همان، ص82). حلم و صبر در راه خدا، موجب می شود انسان به تدریج در کورۀ ابتلائات و امتحانات خالص گردد و گوهر وجودی او، از شائبه های شرک و نفاق و کفر رهایی یابد و ذات و صفات و افعالش صبغۀ الهی یابد. بر این اساس، اخلاص راستین از عبادات مقربان درگاه الهی است (تمیمی آمدی، 1410ق، ص449).

ب. اعمال بدنی

دسته دیگر از اعمالی که در احادیث اهل بیت علیهم السلام موجب تقرب به خدا شمرده شده اند، اعمال بدنی هستند. این دسته از اعمال، با اعضا و جوارح بدن انسان سر و کار داشته، جنبه ظاهری دارد. اگرچه همانند اعمال دیگری که توسط انسان انجام می شود، با قلب او در ارتباط است. مهم ترین این اعمال بدنی که به طور ویژه در سخنان اهل بیت علیهم السلام، برای تقرب انسان به حق تعالی مورد تأکید قرار گرفته عبارتند از:

نماز

نماز یکی از برترین موجبات تقرب افراد متقی به خداست (کلینی، 1429ق، ج 6، ص7)؛ زیرا اولاً، نماز ذکر و یاد خداست (طه: 14) و خداوند خود را همنشین کسانی معرفی کرده که به ذکر او مشغولند (همان، ج4، ص361). ثانیاً، نماز شکرگذاری از خداست و حمد و شکرگذاری نسبت به خداوند متعال، موجب نزدیکی بنده به خداست (امام زین العابدین علیه السلام، 1376، ص 214). البته نمازی که با اقبال قلب به سوی خدا و روی گردانی از دنیاست، موجب تقرب و توجه خاص خدا به انسان می شود (مجلسی، 1403ق، ج 81، ص240). اگرچه همۀ افعال و اذکار نماز در نزدیکی بنده به خدا نقش دارند، اما سجده ای که با گریه قرین شده، برترین راه تقرب به خدا می باشد (طوسی،1414ق، ص530). همچنین از میان نمازهای مختلف، نماز شب فضیلت ویژه ای دارد و اقامه آن از راه های دستیابی به درجات برتر شمرده شده است (همان، ص530).

روزه

پرخوری موجب قساوت قلب و کندی جسم در عمل به طاعت الهی می گردد و گوش باطن انسان را از شنیدن موعظه بازمی دارد (ابن فهد حلی، 1407ق، ص313). ازاین رو، امام صادق علیه السلام در توصیه به سالکان، از پرخوری منع می کنند (مجلسی، 1403ق، ج 1، ص 226). در مقابل، روزه و تحمل گرسنگی، از عوامل تقرب به درگاه خداست (همان، ج 74، ص22)؛ زیرا روزه و خالی بودن شکم از غذا، زمینه ساز نیل انسان به حکمت می گردد (ورام بن أبی فراس،1410  ق، ج 2، ص119) و حکمت انسان را به درجه یقین سوق می دهد (مجلسی، 1403ق، ج 74، ص27)، که از بالاترین درجات سلوک است (کلینی، 1429ق، ج 3، ص135).

گریه

گریه ای که ناشی از خشیت الهی است، یکی از محبوب ترین امور نزد خداوند متعال می باشد. این امر موجب تقرب بنده به خدا و ارتقای درجات معنوی او می گردد (طوسی، 1414ق، ص532)؛ زیرا چنین گریه ای، قلب را نورانیت می بخشد و انسان را از ارتکاب گناهان مصونیت می بخشد (تمیمی آمدی، 1410ق، ص112). بر این اساس، گریه از جمله عبادت عارفان است که در غم فراق الهی می سوزند. امام علی علیه السلام در این زمینه فرموده اند: ألبکاء من خیفه اللّه للبعد عن اللّه عباده العارفین (تمیمی آمدی، 1410ق، ص96)؛ گریه ای که از خوف خدا و به جهت دوری از خدا است عبادت عارفان است.

احسان به مخلوقات الهی

نیکی به مخلوقات خدا، موجب محبوبیت انسان در درگاه الهی می گردد (کلینی، 1429ق، ج3، ص507). بر این اساس، نیکی به والدین (ابن شعبه حرانی،1363ق، ص391) و دستگیری از مؤمنان و تلاش برای رفع نیازمندی های آنان، با صرف مال یا مایه گذاشتن از آبرو، از عوامل تقرب به خدا شمرده می شود (کلینی، 1429ق، ج3، ص500؛ مجلسی، 1403ق، ج7، ص 299-300).

درجات سلوک معنوی

سالک با برطرف کردن موانع سیر و سلوک و تحصیل عواملی که موجب تقرب به خداست، درجات و مقامات معنوی را به تدریج طی می کند. توجه به این نکته لازم است که هر درجه ای از درجات پایین تر سیر و سلوک، در درجات بالاتر وجود دارد؛ با این تفاوت که متناسب با درجات بالاتر می باشد. مثلاً، درجه ایمان مشتمل بر درجه اسلام نیز هست، اما بدین گونه که اسلامی که در درجه ایمان وجود دارد، به نحوی کامل تر و برتر از اسلامی است که هنوز همراه با ایمان نشده است. اما درجات پایین تر مشتمل بر درجات بالاتر نیستند. حدیث ذیل شاهدی بر این مدعاست: إِنَ  الْإِیمَانَ یُشَارِکُ الْإِسْلَامَ، وَلَا یُشَارِکُهُ  الْإِسْلَامُ ؛ ... وَالْإِیمَانَ یَشْرَکُ  الْإِسْلَامَ، وَالْإِسْلَامَ لَا یَشْرَکُ  الْإِیمَانَ (کلینی، 1429ق، ج3، ص73)؛ ایمان با اسلام مشارکت و همراهی دارد، اما اسلام با ایمان مشارکت و همراهی ندارد.

1. اسلام

مفاد احادیث شریف این است که نخستین درجه در سیر به سوی خدا، اسلام است. امام باقر علیه السلام در این زمینه فرموده اند: إِنَّمَا هُوَ الْإِسْلَامُ، وَالْإِیمَانُ  فَوْقَهُ  بِدَرَجَه (همان، ص 135)؛ همانا آن اسلام است و ایمان یک درجه برتر از اسلام است.

منظور از اسلام، شهادت به توحید و نبوت است (همان، 1414 ق، ص 72).

2. ایمان

درجه دوم سلوک، درجه ایمان است. بر اساس احادیث اهل بیت علیهم السلام، تفاوت درجه ایمان با درجه اسلام، این است که اسلام تنها اقرار به توحید و نبوت است، اما در مرحله ایمان، توحید و نبوت مورد تصدیق قلب قرار می گیرد و در قلب استقرار می یابد و اعمال انسان بر اساس آن ظهور می یابد. بنابراین، برخلاف اسلام، که منحصر به ظاهر انسان است، ایمان هم ظاهر و هم باطن انسان را دربرمی گیرد. روایت ذیل شاهدی بر این مدعاست:

عَنْ سَمَاعَه قَالَ : قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: أَخْبِرْنِی عَنِ الْإِسْلَامِ وَالْإِیمَانِ أَهُمَا مُخْتَلِفَانِ؟فَقَالَ : ...الْإِیمَانُ أَرْفَعُ مِنَ الْإِسْلَامِ بِدَرَجَه؛ إِنَ  الْإِیمَانَ یُشَارِکُ الْإِسْلَامَ فِی الظَّاهِرِ، وَالْإِسْلَامَ لَا یُشَارِکُ الْإِیمَانَ فِی الْبَاطِنِ (کلینی، 1429ق، ج 3، ص72)؛ سماعه نقل کرده است که از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا ایمان با اسلام متفاوت هستند؟ امام فرمود: ...ایمان یک درجه برتر از اسلام است. ایمان با اسلام در ظاهر مشترکند، اما ایمان در باطن هم راه دارد و از این جهت از اسلام متمایز می گردد.

مفاد این روایات با قرآن مجید نیز هماهنگی دارد. به عنوان نمونه، خداوند متعال دربارۀ اعرابی که ادعای ایمان دارند، می فرماید: قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ (حجرات: 14). این آیه شریفه دلالت دارد که اولاً، اسلام مربوط به مرحلۀ ظاهر و زبان است، ولی ایمان مربوط به باطن و قلب است. بنابراین، اعرابِ مدعی ایمان را تنها می توان دارای درجه اسلام دانست؛ چون در ظاهر شهادتین را بر زبان جاری کرده اند، اما چون هنوز ایمان در دل هایشان رسوخ نکرده است، به درجه ایمان نرسیده اند. ثانیاً، درجه ایمان برتر از درجه اسلام است.

مفاد احادیث شریف، این است که ایمان تشکیکی بوده و دارای درجات دهگانه است. امام صادق علیه السلام در این زمینه فرموده اند: ... إِنَّ الْإِیمَانَ عَشْرُ دَرَجَاتٍ، بِمَنْزِلَه السُّلَّمِ یُصْعَدُ مِنْهُ مِرْقَاه بَعْدَ مِرْقَاه  (کلینی، 1429ق، ج 3، ص115)؛ ایمان ده درجه دارد و به منزله نردبانی است که پله پله از آن صعود می کنند.

قرآن کریم نیز مؤید این دسته روایات است. آیه ذیل به روشنی بر این مدعا گواهی می دهد: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّه ِوَرَسُولِهِ وَالْکِتابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلی  رَسُولِهِ وَالْکِتابِ الَّذِی أَنْزَلَ مِنْ قَبل (نساء: 136)، خداوند متعال در این آیه کسانی را که ایمان آورده اند، دعوت می کند که ایمان بیاورند. اگر ایمان دارای درجات و مراتب مختلفی نباشد و تنها دارای یک درجه باشد، امر خداوند در این آیه به مؤمنان برای ایمان آوردن، امر به تحصیل حاصل است. بنابراین، این آیه مؤمنان را دعوت می کند که در درجات ایمان صعود کنند و به سیر و سلوک خود ادامه دهند و در این راه متوقف نشوند.

یکی از وسایل سیر در درجات ایمان، معرفت و فهمی است که مؤمنان از معارف دین، که در قالب احادیث بیان گردیده است، دارند و به مقدار بهره مندی از این معرفت، مؤمنان به سوی درجات بالای ایمان صعود می کنند (مجلسی، 1403ق، ج 1، ص106). آیه ذیل نیز مؤید این مدعاست: یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ (مجادله: 11)؛ خداوند متعال مؤمنان را یک درجه و کسانی را که به آنان علم داده شده به چند درجه برتری داده است.

از میان مؤمنان آن کسانی به درجات بالای ایمان نایل می گردند که محبت قلبی و زبانی به امامان معصوم علیهم السلام داشته باشند و در عمل، هم به یاری آنها اقدام نمایند (صدوق، 1376، ص34).

3. تقوا

تقوا حالتی در انسان سالک است که او را از محرمات الهی منع می کند و خوف از خدا را در دلش قرار می دهد، به گونه ای که او را به شب زنده داری و روزه داری واداشته و موجب می شود او سختی را بر آسایش ترجیح دهد (تمیمی آمدی، 1410ق، ص240)، درجه تقوا پس از درجه ایمان است. امام باقر علیه السلام در این زمینه می فرمایند: ... وَالْإِیمَانُ  فَوْقَهُ  [الاسلام] بِدَرَجَه، وَالتَّقْوی  فَوْقَ الْإِیمَانِ بِدَرَجَه (کلینی، 1429ق، ج 3، ص 135)؛ ایمان یک درجه برتر از اسلام است و تقوا یک درجه برتر از ایمان است.

تفاوت تقوا با ایمان، در این است که اگر کسی واجبات را انجام دهد و گناهان کبیره را ترک کند، هرچند که طاعات کوچک را ترک کند و گناهان صغیره را انجام دهد، از درجه ایمان خارج نمی شود (مجلسی، 1403ق، ج 65، ص295). اما نمی توان او را واصل به درجه تقوا دانست؛ زیرا در درجه تقوا، انسان درصدد امتثال دستورات الهی، اعم از واجبات و مستحبات و ترک منهیات، اعم از گناهان کبیره و صغیره است (مجلسی، 1403ق، ج 1، ص225ـ226).

محاسبه نفس (طبرسی، 1412ق، ص468)، زهد (تمیمی آمدی، 1410ق، ص91)، شب زنده داری (همان، ص402)، خشیت از عذاب الهی (همان، ص94)، تفکر (همان، ص42) و ذکر الهی (همان، ص369) مهم ترین اوصاف متقین است (نهج البلاغه، 1414ق، ص303).

با اتصاف به این ویژگی ها، واصلان به درجه تقوا به مقامی می رسند که گویا بهشت را می بینند و از نعمت های بهشتی بهره مند می گردند و گویا جهنم را شهود می کنند و در آن عذاب می شوند (همان، ص303) و به گونه ای خدا را عبادت می کنند که گویا خدا را می بینند (طوسی، 1414ق، ص 526).

بر اساس آیات قرآن و احادیث اهل بیت علیهم السلام، درجه تقوا نیز مانند درجه ایمان، تشکیکی بوده و دارای مراتب و مقاماتی است. به عنوان نمونه، قرآن در برخی آیات، مؤمنان را دعوت می کند که آن گونه که حق تقوا است، تقوای الهی را مراعات کنند: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ (آل عمران: 102). در آیه ای دیگر، مؤمنان را دعوت می کند به مقدار توانایی شان، تقوای الهی را رعایت کنند: فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ (تغابن: 16). بر این اساس، قرآن حاکی از آن است که در مرحلۀ نهایی تقوا، انسان مؤمن به درجه حق تقوا دست می یابد. اما با توجه به اینکه توانایی، فهم و همت افراد متفاوت است، افراد از جهت تقوا در مراتب و درجات مختلفی قرار می گیرند و باید با سیر در این درجات، به سوی درجات بالاتر تقوا صعود کنند تا به مرحلۀ نهایی تقوا دست یابند (طباطبائی، 1417ق، ج3، ص367-368).

همچنین احادیثی مانند حدیث عنوان بصری به دارای مراتب بودن تقوا اشاره دارد. در این حدیث، امام صادق علیه السلام اولین درجه تقوا را دارای سه ویژگی معرفی می کنند:

ـ بنده آنچه را خدا به او بخشیده ملک خود نداند؛ زیرا بندگان مالک نیستند، بلکه مال را از آن خدا می بینند، و هر کجا خدا فرمان داد، مصرفش می کنند؛

ـ بنده تدبیر امور خودش را نمی نماید، و تدبیر امورش را به دست مدبّر واقعی می سپرد؛

ـ تمام وقت خود را صرف انجام اوامر خدا و ترک نواهی او کند (طبرسی، 1379، ص701).

همچنین برخی احادیث، برترین درجه تقوا را متعلق به کسانی معرفی می کند که سه ویژگی دارند:

ـ همواره مطیع خدا می باشند و معصیتی از آنها سر نمی زند؛

همواره به یاد خدا هستند و خدا را حتی یک لحظه فراموش نمی کنند؛

ـ شکرگذار خدا هستند و و نسبت به هیچ یک از عطایای الهی، کفران نعمت نمی کنند (برقی، 1371ق، ج1، ص204).

4. یقین

یقین، بالاترین درجات در دین است (تمیمی آمدی، 1410ق، ص186). پس از سه درجه اسلام، ایمان و تقوا، قرار دارد. امام باقر علیه السلام در این زمینه می فرمایند:

إِنَّمَا هُوَ الْإِسْلَامُ وَالْإِیمَانُ فَوْقَهُ بِدَرَجَه وَالتَّقْوَی  فَوْقَ  الْإِیمَانِ  بِدَرَجَه وَالْیَقِینُ فَوْقَ التَّقْوَی بِدَرَجَه وَلَمْ یُقْسَمْ بَیْنَ النَّاسِ شَیْ ءٌ أَقَلُّ مِنَ الْیَقِینِ (کلینی، 1429ق، ج3، ص 135)؛ همانا آن اسلام است. ایمان یک درجه برتر از اسلام است و تقوا یک درجه برتر از ایمان است و یقین یک درجه برتر از تقوا قرار دارد و افراد اندکی از یقین بهره دارند.

اگرچه یقین در روایات، به معنای تصدیق نیز به کار رفته است (تمیمی آمدی، 1410ق، ص107)، اما مقصود از آن در روایاتی که درجات معنوی را بازگو کرده اند، یقینی برتر از تصدیق صرف است؛ زیرا اولاً، تصدیق مربوط به مرحلۀ ایمان است. ثانیاً، بر اساس این روایات، از میان انسان ها، تنها افراد اندکی به این مقام واصل می شوند. از سوی دیگر، روشن است که در میان مردم، افرادی که به دین تصدیق و باور دارند، اندک نیستند. با توجه به آیات قرآن، که واصلان به مقام یقین را بهره مند از شهود ماورای عالم حس و جهان غیب می شمرد (طباطبائی، 1417ق، ج7، ص172) و همچنین احادیث (مجلسی، 1403ق، ج 91، ص 144)، می توان استنباط کرد که در این درجه، انسان به عین الیقین دست می یابد؛ یعنی علاوه بر تصدیق قلبی، که در مرتبه ایمان یافته بود، به شهود عالم غیب راه می یابد.

این مقام، تنها مختص به پیامبران الهی و امامان معصوم نیست، بلکه سایر مردم نیز می توانند با توفیق الهی در اثر مجاهدت بدین مقام دست یابند. ازاین رو، امیرالمؤمنین علیه السلام به مردم تعلیم داده اند که از خداوند متعال، توفیق دستیابی به یقین را بخواهند (برقی، 1371ق، ج 1، ص248).

درجه یقین چهار رکن دارد: توکل بر خدا؛ تسلیم بودن در برابر خدا؛ راضی بودن به قضای الهی و تفویض امور به خدا (کلینی، 1429ق، ج 3، ص135).

اگرچه چهار ویژگی مذکور از ارکان درجه ایمان هم شمرده شده اند (همان، ج 3، ص121-122). اما چون از یک سو، درجه یقین از درجه ایمان برتر است و از سوی دیگر، با توجه به برخی احادیث که برخی ارکان ایمان مانند توکل را دارای درجات مختلفی دانسته اند (همان، ص168)، می توان استنباط کرد که این ارکان چهارگانه در درجه ایمان، نسبت به این چهار رکن در درجه یقین، تفاوت تشکیکی دارند و در هر درجه متناسب با آن هستند.

درجه یقین نیز مانند درجات ایمان و تقوی تشکیکی بوده و دارای درجات مختلفی است. مهم ترین این درجات، که حدیث معراج به آنها اشاره دارد، عبارتند از:

الف. مقام زهد

پس از اینکه سالک به ملکه تقوا دست یافت، در ادامه سیر معنویش به درجه زهد نایل می گردد. در پرتو فضیلت زهد، او با خواسته های نفسانی، که انسان را به دنیا و لذایذ مادی و گذرا دعوت می کنند، مخالفت می کند و از دلبستگی های دنیوی به فرزند، خانه، مال، خوراک و پوشاک می رهد. او به گونه ای به عبادات اهتمام می ورزد که آثار روزه داری و شب زنده داری در سیمای او نمایان می گردد. سالکی که به مقام زهد رسیده، نفسش را به سختی می اندازند، اما نه برای بیم از آتش جهنم و نه برای شوق به بهشت، بلکه به این دلیل که ملکوت آسمان ها و زمین را شهود کرده و به دنبال آن دانسته که تنها خدا شایسته عبادت است (مجلسی، 1403ق، ج 74، ص25ـ26).

با توجه به اینکه در حدیث معراج زاهدان، که از دنیا و نفس اعراض کرده و به خدا و عبادت او اقبال می کنند، به عنوان کسانی که به ملکوت آسمان ها و زمین می نگرند، معرفی شده اند و طبق آیات قرآن مانند آیه وَکَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ (انعام: 75)، چنین کسانی در درجه موقنین قرار دارند، می توان زاهدان را یکی از طبقات کسانی دانست که به درجه یقین نایل گردیده اند.

در روایات برای دستیابی به این مقام، عواملی بیان شده است که در اینجا به مهم ترین آنها اشاره می کنیم:

1. یاد مرگ: یاد مرگ از عوامل دستیابی به فضیلت زهد است (کلینی، 1429ق، ج 3، ص340)؛ زیرا موجب می گردد انسان به آخرت که سرای جاویدان است، اقبال کند و از دنیا، که سرای فریب است، دل بکند و برای مرگ آماده شود (طوسی، 1414ق، ص532).

2. اخلاص در ایمان: اگر فردی چهل روز، ایمان خود به خدا را خالص گرداند، به مرتبۀ زهد در دنیا نایل می گردد و نسبت به معایب دنیا و راه رهایی از آنها بصیرت می یابد، و حکمت در قلبش رسوخ یافته، بر زبانش جاری می گردد (کلینی، 1429ق، ج3، ص47).

3. تقوا: از نظر برخی روایات، تمامیت و حقیقت زهد از راه تقوا حاصل می شود(امام صادق علیه السلام، 1400ق، ص23) و عامل نجات زاهدان تقوا می باشد (مجلسی، 1403ق، ج74، ص27). بنابراین، راه وصول به مقام زهد، دستیابی به درجات برتر تقوا است.

ب. مقام رضا

پس از اینکه سالک به ملکه زهد دست یافت، دنیا نزد او خوار می گردد و توجه او به آخرت معطوف می گردد. با رویگردانی از دنیا و اقبال به آخرت، جلب رضایت الهی محور زندگی سالک قرار می گیرد. بر این اساس، او اولاً، همواره خود را در محضر خدا می یابد و از یاد خدا سست نمی شود و نعمت خدا را فراموش نمی کند. ثانیاً، قلب خود را از هر چه خدا ناپسند می داند، تطهیر کرده ، شیطان و وسوسه های او را دشمن می دارد و به ابلیس مجال نمی دهد بر قلبش مسلط شده، یا بدان راه یابد.

حاصل دستیابی به این مقام عبارت است از:

الف. خداوند متعال چشم و گوش قلب سالک را می گشاید تا به فیض شهود عظمت و جلال الهی برسد؛

ب. خداوند به او هیبت و عظمت عطا می کند (مجلسی، 1403ق، ج 74، ص28).

اگرچه کسانی که در این طبقه قرار می گیرند، مانند طبقه زاهدان با چشم باطنی شان، حقایق غیبی را شهود می کنند، اما با توجه به اینکه زاهدان به شهود ملکوت آسمان ها و زمین بار می یابند، اما صاحبان مقام رضا به شهود عظمت و جلال خداوند متعال نایل می گردند، می توان گفت: آنها از طبقه زاهدان برتر هستند.

حدیث ذیل نیز که از امام زین العابدین علیه السلام نقل شده، شاهد این مدعاست: فَأَعْلَی دَرَجَاتِ الزُّهْدِ أَدْنَی دَرَجَاتِ الرِّضَی (قمی، 1404ق، ج2، ص260)؛ در این حدیث شریف، بالاترین درجات زهد پایین ترین درجات رضا معرفی شده است. بنابراین، مقام رضا از مقام زهد برتر است.

ج. مقام حب

پس از ملکه شدن فضیلت رضا در سالک، او به مقام حبّ می رسد. حبّ در این مقام، بدین معناست که خداوند عشق به خودش را در قلب سالک قرار می دهد و محبت اغیار را از قلب او را زدوده، و او را برای خودش خالص می کند (مجلسی، 1403ق، ج 74، ص28). ازاین رو، محبان علاوه بر اینکه از فضایل واصلان به مقام زهد و رضا برخوردارند (همان، ص 30)، حبّ به خدا و اولیای الهی ظاهر و باطنشان را فرا گرفته است و در خلوت و جلوت، به عشقشان پایبندند (ابن شعبه حرانی، 1363ق، ص325). به نظر می رسد، علت برتری محبان بر راضیان این است که در مقام رضا، سالک هنوز به طور کامل از خودش منقطع نشده است. ازاین رو، هم رضایت او از خدا و هم رضایت خدا از او مطرح است. اما در درجه حبّ، سالک به گونه ای در خدا فانی می گردد که فقط خدا را می نگرد و حتی به رضایت خودش از خدا توجهی ندارد.

مهم ترین پاداش های واصلان به درجه حب عبارت است از:

1. آنها محبوب خدا می گردند؛

2. خداوند متعال چشم قلبشان را بر جلالش می گشاید و آنان را از اسرار آگاه می گرداند و از همۀ آنچه در قیامت و بهشت و جهنم واقع می شود، مطلعشان می کند (مجلسی، 1403ق، ج 74، ص28-29).

3. خدا آنها را از مقربان خویش قرار داده، شوق لقایش را در قلب ایشان قرار می دهد و توفیق نظر به وجهش را به آنان عنایت می کند و آنها را از غم هجرانش می رهاند (همان، ج 91، ص148).

د. مقام اوتاد

مستفاد از روایات اهل بیت علیهم السلام این است که بالاترین درجات یقین، مقام اوتاد است. این مقام جایگاه برترین مخلوقات الهی می باشد. حدیث ذیل مؤید این مدعاست:

یَا أَحْمَدُ أَلَمْ تَدْرِ لِأَیِّ شَیْ ءٍ فَضَّلْتُکَ عَلَی سَائِرِ الْأَنْبِیَاءِ قَالَ اللَّهُمَّ لَا قَالَ بِالْیَقِینِ وَحُسْنِ الْخُلُقِ وَسَخَاوَه النَّفْسِ وَرَحْمَه الْخَلْقِ وَکَذَلِکَ أَوْتَادُ الْأَرْضِ لَمْ یَکُونُوا أَوْتَاداً  الا بهذا (مجلسی، 1403ق، ج 74، ص29)؛ ای احمد: آیا نمی دانی برای چه چیزی تو را بر سایر پیامبران برتری بخشیدم؟ پیامبر اکرم صل الله علیه و آله فرمود: خدایا، نمی دانم. خداوند متعال فرمود: برای اینکه تو یقین، حسن خلق، سخاوت نفس و رحمت نسبت به مخلوقات داری. همچنین اوتاد زمین به دلیل داشتن این صفات اوتاد شدند.

طبق این بخش از حدیث معراج، برترین ویژگی های صاحبان این مقام داشتن یقین، خوش اخلاقی، سخاوت و مهربان بودن با مخلوقات می باشد. ظاهراً علت برجسته بودن این صفات در اوتاد، این است که آنان حجت های الهی و راهنمایان مردم در سیر و سلوک به سوی خدا هستند. بنابراین، با داشتن برترین مراتب یقین، تحمل سختی های فراوان هدایت مردم برای آنان میسر می گردد و با اخلاق خوش، سخاوت و مهربانی می توانند دیگران را به خود جذب کرده، آنان را در راه خدا سیر دهند.

صاحبان این مقام، برگزیدگان الهی و حجت های خداوند متعال بر مخلوقات هستند. امام باقر علیه السلام دربارۀ آنان چنین می فرماید:

... إِنَّ اللَّهَ- جَلَّ وَعَزَّ- خَلَقَ خَلْقاً مِنْ خَلْقِهِ فَجَعَلَهُمْ حُجَجاً عَلی  خَلْقِهِ، فَهُمْ  أَوْتَادٌ فِی أَرْضِهِ، قُوَّامٌ بِأَمْرِهِ، نُجَبَاءُ فِی  عِلْمِهِ (کلینی، 1429ق، ج12، ص254-255)؛ خداوند، عز و جل، برخی از مخلوقاتش را آفرید سپس آنها را حجت بر مخلوقاتش قرار داد. پس آنان اوتاد در زمین، برپادارندگان امر الهی، و کریمان در علم الهی هستند.

به نظر می رسد، علت نام گذاری این گروه به اوتاد این است: همچنان که کوه ها موجب ثبات زمین و استقرار آن هستند، وجود اوتاد موجب پایداری و استقرار زمین و اهل آن است. صاحبان این مقام، علاوه بر اوصاف و امتیازات مراتب معنوی سابق، از ویژگی های منحصر به فرد دیگری نیز برخودارند. برخی از این ویژگی ها عبارتند از:

ـ کلید درهای هدایت هستند و درهای گمراهی را می بندند؛

ـ دارای یقینی همچون نور خورشید هستند؛

ـ گنجینه های دین خدا هستند؛

ـ راه هدایت را با چشم دل دیده و آن را پشت سر نهاده و نشانه های آن را شناخته اند (نهج البلاغه، 1414ق، ص118-119). در احادیث، پیامبر اکرم صل الله علیه و آله، اهل بیت علیهم السلام (مجلسی، 1403ق، ج26، ص255؛ ج99، ص203) و برخی از اصحاب آنان، مانند زراره بن اعین، محمد بن مسلم و... (کشی، 1409ق، ص238)، از مصادیق اوتاد زمین معرفی شده اند. بنابراین، این مقام اختصاص به پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و اهل بیتش علیهم السلام ندارد؛ دیگران هم می توانند با پیروی از تعالیم آنان به این مقام نایل گردند.

نتیجه گیری

با بررسی احادیث و ادعیه مأثور از خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام در زمینۀ سیر و سلوک، به این نتیجه می رسیم که مسافت سیر معنوی به سوی خدا نزدیک است و مسیر آن دارای مراحلی است که انسان سالک باید با گذر از آنها به مقصد برسد. هدف رهرو این راه، تقرب به خدا و انقطاع کامل از غیر خدا و لقای حضرت حق و فنای در او و مظهر برتر الهی شدن است. او در این مسیر باید با امداد از راهنمایی های پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام گام بردارد و با همراهی رفیقانی شایسته، طی طریق کند.

 سالک لازم است برای پیشروی در این راه، با نفس امّاره، که از درون موانعی همچون غفلت و گناه را در راهش ایجاد می کند، مقابله کند و با ریاضت او را کنترل کند. همچنین لازم است سالک، از شیاطین انسی و جنی، که از بیرون راه را بر او می بندند، بر حذر بوده و با مجاهده و مخالفت با آنان، مانع انسداد مسیرش به سوی خدا گردد. مسافر طریق الهی، باید به همراه رفع موانع با انجام اعمال قلبی و بدنی، که که جامع آنها انجام واجبات و مستحبات و اجتناب از محرمات و مکروهات است و توجه ویژه به اموری که در تقرب به خدا مورد توصیه راهنمایان الهی است، در درجات معنوی صعود کند و مراحل اسلام، ایمان، تقوا و یقین را طی کند تا به غایت سیر معنوی نایل گردد.

منابع

ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، 1363ق، تحف العقول، چ دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

امام زین العابدین، علی بن الحسین، 1376، صحیفه سجادیه، قم، الهادی.

صدوق، محمد بن علی،1413ق، من لا یحضره الفقیه، چ دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

ـــــ ، 1376، امالی، چ ششم، تهران، کتابچی.

ابن طاووس، علی بن موسی، 1409ق، اقبال الاعمال، چ دوم، تهران، دار الکتب الاسلامیه.

ابن فهد حلی، احمد بن محمد، 1407ق، عده الداعی و نجاح الساعی، تحقیق احمد موحد قمی، قم، دار الکتب الاسلامیه.

بحرانی، سیدهاشم بن سلیمان، 1374، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه بعثت.

برقی، احمد بن محمد بن خالد، 1371ق، المحاسن، تحقیق جلال الدین محدث، چ دوم، قم، دار الکتب الاسلامیه.

تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، 1410ق، غرر الحکم و درر الکلم، تحقیق سیدمهدی رجایی، قم، دار الکتاب الاسلامی.

شریف رضی، محمد بن حسین، 1414ق، نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، قم، هجرت.

طباطبائی، سیدمحمدحسین، 1417ق، المیزان فی تفسیر القرآن، چ پنجم، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

طبرسی، فضل بن حسن، 1412ق،  مکارم الأخلاق، چ چهارم، قم، الشریف الرضی .

طبرسی، 1379، مشکاه الانوار، ترجمۀ عبدالله محمدی و مهدی هوشمند، قم، دار الثقلین.

طوسی، محمد بن حسن، 1411ق، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه.

ـــــ ، 1414ق، الأمالی، تحقیق مؤسسه بعثه، قم، دار الثقافه.

قمی، علی بن ابراهیم ، 1404ق، تفسیر القمی، تحقیق طیّب  موسوی جزائری، چ سوم، قم، دار الکتاب.

کلینی، محمد بن یعقوب، 1429ق، الکافی، تحقیق دار الحدیث، قم، دار الحدیث.

کشی، محمد بن عمر، 1409ق، رجال الکشی، تحقیق حسن مصطفوی، مشهد، دانشگاه مشهد.

مجلسی، محمدباقر، 1403ق، بحار الأنوار، چ دوم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.

ـــــ ، 1423ق، زاد المعاد ـ مفتاح الجنان، تحقیق علاء الدین اعلمی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.

منسوب به امام صادق علیه السلام، 1400ق، مصباح الشریعه، بیروت، اعلمی.

ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی،1410ق  ، مجموعه ورّام، قم، مکتبه فقیه .

جواد گلی: دانش پژوه دکتری فلسفه دین مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره.

حکمت عرفانی – شماره 7- سال سوم، شماره اول، پیاپی 7،.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (1 Vote)
GRID LIST
موفقیت
گنج
طلاق
شوهرداری
ازدواج
Saturday, 14 December 2019
السبت, ۱۶ ربيع الثاني ۱۴۴۱
شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۸

Please publish modules in offcanvas position.