دارهای عزت

چاپ

 

یک سال بعد، از حبس خارج می شود و به فتوی مفتی اهل تسنن، او را به ضربت شمشیر به قتل می رسانند، سپس ایشان را اعدام می کنند، و در بعد سنگباران می کنند و در آخر جنازه ش را می سوزانند. 
 
تن به ذلت می دهید یا سر به دار؟سربداران
 
 5 نفر بودند، جنس شان از آدمیزاد، ولی بطن شان گفتی به سگ های روسی ِ معروف رمان های لئو تالستوی می ماند، وارد خانه این دو شیعه شیر پاک خورده شدند، صاحبان خانه، حسن حمزه و حسین حمزه استقبال شان کردند، بی شرمانه تقاضای شرب خمر کردند، و تقاضای شان بر آورده شد. شرم به حدی رسید که خواستار عورت این دو جوان را کردند، حسن و حسین از خود پرسیدند تن به ذلت می دهید یا سر به دار؟ حسن چشم ش را به به حسین حمزه می دوزد می بیند، دست بر شمشیر برده ، شمشیر حسن زبان ش شد حسن و حسین در دل و زبان گفتند: سر به دار می دهیم و تن به ذلت نمی دهیم. شمشیر کشیدند و هر پنج نفرشان را به هلاکت رساندند. بیرون آمدند و در باشتین که روستای شان بود فریاد زدند تن به ذلت نمی دهیم و سر به دار می دهیم. قیام با قیامتی که بر پا کرده بودند شروع شد و طبق معمول با رهبری روحانیت به رهبری شیخ خلیفه.  
 
حکومت شان نیز سربه داران نام گرفت، و تاریخ اهل تسنن می نویسد: اگر در قرار گاه شان سکه طلایی روی زمین افتاده بود، آن سکه روز ها بر زمین باقی می ماند تا صاحب ش پیدا شود و کسی دست به آن دراز و چشم بر آن نمی دوخت. یک فایده حکومت شان تشکیل و تثبیت تشیع در ایران و بر چیدن دودمان چنگیزیان از کشور بود.  
 
رسیدند به آخرین حاکم سر به داران که بیشترین حکمرانی را به نام خود ثبت کرد. علی بن موید، که علی وار حکومت می کرد و شب ها در محله بیوه زنان آنان را اطعام می نمود و سر سفره ش عوام و خواص حاضر بودند. 
 
دست به قلم شد و نامه ای نوشت به شمس الدین محمد بن مکی عاملی، معروف به شهید اول. نامه را که خواندم، نمونه ش را در تعریف و تمجید مخاطب نامه از طرف نویسنده نامه در تاریخ ندیده بودم. وصفی بلند بالا در وصف شیخ نوشته بود که متن خارج از حوصله مخاطب امروزی ست، متنهی الیه حرف ش این بود که مملکت سر به داران خراسان، خواهان اجرای حدود شرعی و حکومت اسلامی ست، لکن کو(کجاست) عالم اسلامی که بر آن تکیه شود؟ خواهش م از شما این است که به سرای ما بیایید و زعامت فقهی مملکت را به دست گیرید. آخر نامه امضاء می کند، دوستدار شیفته تان، علی بن موید.  
 
شیخ چنان عمل می کند که گفتی می داند علی بن موید، در چنگ فریب تیمور لنگ گرفتار خواهد شد. خود شیخ، به گواه شیخ حر عاملی محبوس شامیان بود، لذا نمی توانست به خراسان هجرت کند. بر آن شد تا کتابی در 7 روز با نام لمعه بنویسد تا هر حکومت و حاکم خواهان فقه شیعی، بتواند با استفاده از آن طلاب طالب تربیت کند، و مشکلات فقهی مملکت ش را حل کند. کتابی که به ارزشمندترین کتاب حوزه تبدیل شد و تا کنون در حوزه های علمیه تدریس می شود.  
سر نوشت حکومت سر به داران به دست تیمور در هم پیچید و علی بن موید به شهادت نائل شد. شیخ شهید اول، اولین عالم شیعی بود که فقه شیعی را از آراء و اقوال اهل تسنن مستقل و خارج کرده بود. یک سال بعد، از حبس خارج می شود و به فتوی مفتی اهل تسنن، او را به ضربت شمشیر به قتل می رسانند، سپس ایشان را اعدام می کنند، و در بعد سنگباران می کنند و در آخر جنازه ش را می سوزانند. این کینه چیست وتا چه میزان؟ 
 
و حال این شیخ به عنوان اولین دانشمند شیعی لقب شهید را به نام خود ثبت می کند و شهید اول می شود. و بخوانیم نظرش را در خصوص حکومت به دست فقیه و ولایت فقیه: اجراى حدود و تعزيرات (احكام حكومتى)بر امام است، گرچه نايب عام باشد. درعصر غيبت وظيفه واجب فقيه است كه در صورت امكان، به اجراى آن‏بپردازد. و بر مردم واجب است تا از فقيه جامع الشرايط پشتيبانى كنند، و در صورت امكان از آنان كه شايستگى براى‏اجراى احكام ندارند. 
 
منبع: نهضت روحانیون ایران: علی دوانی 
کتب تاریخی سرگذشت سر به داران
5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (1 Vote)