اماام باقر (ع)

عامه و خاصه نقل مي كنند كه رسول اكرم به جابر بن عبدالله انصاري فرموده است: 
يا جابر يوشك ان تبقي حتّي تلقي ولداً من الحسين يقال له محمد يبقر علم النبيين بقراً، فاذا لقيته فاقرأه مني السلام. 
«اي جابر، تو زنده مي ماني مردي از اولاد حسين را كه نامش محمد است ملاقات مي كني كه او علم انبيا را مي شكافد. هنگامي كه او را ديدي سلامم را به او برسان.»


اسم مبارك آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است كه حضرت رسول (ع) آن حضرت را طي رواياتي به اين لقب ملقّب فرمود. كنية مشهور آن حضرت، ابي جعفر و عمر مبارك ايشان مثل عمر پدر بزرگوار و جد بزرگوارشان حسين (ع) پنجاه و هفت سال بود. در اول رجب المرجب سال پنجاه و هفت ه. ق. متولد شد و در سال 114 از هجرت به دست ابراهيم بن وليد و به دستور هشام بن عبدالملك مسموم و شهيد گرديد. سه ساله بود كه حماسة كربلا واقع شد و آن بزرگوار كربلا را مشاهده فرمود. بعد از حماسة كربلا سي و چهار سال با پدر بزرگوار خود، زندگي پر تلاطمي را پشت سر نهاد. مدّت امامت آن حضرت تقريباً نوزده سال بود. 
امام باقر دو امتياز در ميان ائمه عليهم السلام دارد. اول جد پدري ايشان امام حسين (ع) و جد مادري آن حضرت امام حسن (ع) است . از اين جهت در حق ايشان گفته شده: «علوي من علويين وفاطمي من فاطميين وهاشمي من هاشميين.» از نظر نسبت امتياز فوق العاده اي را دارا است. خصوصاً اينكه مادر ايشان فاطمه دختر امام حسن (ع) زني بسيار عالمه و مقدسه بود. از امام صادق نقل شده كه فرمود: «جدّه ام صديقه اي بود كه در ميان اولاد امام حسن، مثلش ديده نشده است.» و نيز خرق عادتي از ايشان نقل مي كند و مي فرمايد: «مادرم پاي ديواري نشسته بود كه ديوار فرو ريخت. مادرم گفت: ساقط نشو به حق مصطفي كه خداوند اذن نداده است كه ساقط شوي. ديوار باقي ماند تا جدّه ام از پاي آن گذشت. 
امتياز ديگر آنكه وي پايه گذار انقلاب فرهنگي شيعه محسوب مي شود. گرچه انتشار معارف شيعه به دست امام صادق (ع) صورت گرفت ولي به دست امام باقر پايه گذاري شد. 
در دوران امام باقر (ع) دولت بني اميه رو به زوال بود مردم از آنها متنفر بودند. بعلت وجود كسي چون عمر بن عبدالعزيز، كه علاوه بر اينكه نفع بزرگي براي شيعه داشت ضرر بزرگي نيز براي بني اميه داشت و اختلاف شديدي كه در ممالك اسلامي پديد آمده بود و هر كسي از گوشه اي قيام مي كرد، خلفا بسرعت تغيير مي كردند ـ چنانكه در مدّت امامت امام باقر (ع)، در مدت نوزده سال پنج خليفه روي كار آمدند: وليدبن عبدالملك، سليمان بن عبدالملك، عمر بن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك، هشام بن عبدالملك ـ پس موقعيت مناسبي براي آن حضرت كه از ظلم بني اميه فارغ شده بود، پديد آورد كه انقلاب علمي را آغاز نمايد و بزرگاني از عامه و خاصه در اطراف ايشان جمع شدند و حقايق اسلام، لطايف اسلام و بالاخره معارف اسلام را منتشر كردند. از اين جهت رسول اكرم به ايشان لقب باقر داده است. لسان العرب مي گويد: لقّب به لانّه بقر العلم وعرف اصله واستنبط فرعه وتوسع فيه، والتبقر التوسع. 
«امام باقر ملقّب به اين لقب است چون شكافنده علم است. پايه علوم اسلامي را شناخت و فروع آن را درك فرمود و آن را توسعه داد» و ريشة تبقّر به معني توسعه است. 
عامه و خاصه نقل مي كنند كه رسول اكرم به جابر بن عبدالله انصاري فرموده است: 
يا جابر يوشك ان تبقي حتّي تلقي ولداً من الحسين يقال له محمد يبقر علم النبيين بقراً، فاذا لقيته فاقرأه مني السلام. 
«اي جابر، تو زنده مي ماني مردي از اولاد حسين را كه نامش محمد است ملاقات مي كني كه او علم انبيا را مي شكافد. هنگامي كه او را ديدي سلامم را به او برسان.»
و جابر وقتي سلام پيامبر را به امام باقر رسانيد حضرت فرمودند: «وصيت كن كه در اين چند روزه مي ميري. جابر گريست و گفت: از كجا مي گويي؟ حضرت فرمودند: اي جابر به خدا قسم پروردگار عالم علم گذشته و آينده را تا روز قيامت به من عنايت فرموده است.» حضرت باقر را باقر ناميده اند چون انتشار دين و معارف اسلامي را او شالوده ريزي كرده است. مفيد در ارشاد گويد: «افرادي از اصحاب رسول الله (ع) كه مانده بودند نظير جابربن عبدالله انصاري و بزرگان از تابعين رؤساء مسلمين از فقها و غير فقها نظير جابر جعفي، كيسان سختياني، امين مبارك، زهري، اوزاعي، ابي حنيفه، مالك، شافعي و زياد بن منذر، از امام باقر روايت نقل مي كنند. همچنين مصنفيني نظير طبري، بلاذري، سلامي، خطيب، ابي داود، اسكافي، مروزي، الاصفهاني، بسيط و نقاش و غيرهم از امام باقر (ع) روايت نقل مي كنند. اين افراد از علماي عامه هستند كه بعضي از آنان به فيض محضر امام باقر رسيده اند. و بسياري از علماي اهل تسنن اقرار دارند كه حضرت، بزرگترين عالم زمان خويش بوده است. حتي حكم بن عتيبه يكي از علماي بسيار بزرگ عامه در تفسير اين آية شريفه: ان ذلك للمتوسّمين گفته است. 
«والله محمد بن علي منهم.» يعني: به خدا قسم محمد باقر از متوسّمين است. عبدالله بن عطا كه او نيز از علماي عامه است مي گويد: ما رايت العلماء عند احدٍ اصغر علما منهم عند ابي جعفر لقد رايت الحكم بن عتيبة عنده كانه متعلم. 
«نديدم دانشمندان را كه نزد كسي چنين خويش را كوچك پندارند كه نزد امام باقر كوچك بودند؛ حكم بن عتيبه نزد امام باقر فقط يك شاگرد بود. 
خواصّ اصحاب امام باقر و همچنين افرادي كه از او روايت نقل مي كنند بيشتر از چندين هزار نفرند. ولي افراد فوق العاده مبرزي در ميان آنها وجود دارند كه جداً بايد گفت فخر شيعه هستند. اجماع شيعه بر اين است كه در ميان اصحاب رسول الله و تابعين آنها كه شاگردان اصحاب هستند و آن شش نفر عبارتند از: زراره معروف، الخربوز، ابو بصير، فضيل بن يسار، محمدبن مسلم و يزيد بن معاويه، كه يكي از آنها مثل محمد بن مسلم سي هزار روايت از امام باقر روايت كرده، و مي گويم اين روايات از اسرار است كه به كسي نبايد بگويم.» 
امام باقر دو امتياز عالي علاوه بر امتيازهايي كه براي ائمه عليهم السلام وجود دارد، در ميان ائمة دين دارند و از زبان ايشان به بعضي از آن امتيازها اشاره شده است. 
مناقب ابن شهر آشوب از امام باقر نقل مي كند كه حضرت فرموده اند: 
نحن جنب الله ونحن حبل الله ونحن رحمة الله علي خلقه وبنا يفتح الله وبنا يختم الله، نحن ائمة الهدي ومصابيح الدجي ونحن العلم المرفوع لاهل الدنيا ونحن السابقون ونحن الآخرون، من تمسك بنا لحق ومن تخلف عنا غرق. نحن قادة المحجلين ونحن حرم الله ونحن الطريق والصراط المستقيم الي الله عزوجل ونحن من نعم الله علي خلقه ونحن المنهاج ونحن معدن النبوة ونحن موضع الرسالة ونحن اصول الدين والينا يختلف الملائكة ونحن السراج لمن استضاء بنا ونحن السبيل لمن اقتدي بنا ونحن الهداة الي الجنة ونحن عروة الاسلام ونحن الجسور ونحن القناطر من مضي علينا اسبق ومن تخلف عنا محق ونحن السنام الاعظم وبنا يصرف الله عنكم العذاب من ابصر بنا وعرفنا وعرف حقنا واخذ بامرنا فهومنا. 
اين خطبة شريفه اشاره به آيات قرآن و روايات قطعي از پبامبر اكرم است. 
«ما جنب خداوند متعاليم، جنب به معني پهلو است و عرب چنانچه از وجه كه به معني صورت است ارادة ذات مي كند و از يد كه به معني دست است ارادة قدرت مي كند، از جنب، ارادة قرب مي كند. و چون اهل بيت عليهم السلام منتهاي قرب الهي را دارند به آنها جنب الله گفته مي شود. اين جملة امام باقر اشاره است به آيه اي كه در سورة زمر است: 
ان تقول نفس يا حسرتي علي ما فرطت في جنب الله1 يعني: «توبه كنيد قبل از اينكه بگويد اي واي به من و تفريطگري من دربارة خدا.» بنابراين تفسير، معني چنين مي شود كه مي گويد: اي واي به من كه سرو كاري با اهل بيت نداشتم. ماييم حبل الله. جمله اشاره است به آية شريفه واعتصموا بحبل الله جميعاً ولاتفرقوا2. 
يعني: «چنگ بزنيد به ريسمان محكم خدا و متفرق نشويد». ماييم از جمله رحمت واسعة پروردگار كه بر بنده ها دارد. جمله اشاره است به آية شريفة «ورحمتي وسعت كل شيء3.» يعني رحمت من هر چيزي را فرا گرفته است. و در روايات آمده است كه رحمت واسعة خدا حقيقت اهل بيت عليهم السلام است. ماييم كه خلقت عالم از ابتدا تا انتها به دليل ما است و خداوند به دليل ما عالم را خلق نمود. اين جمله كه در زيارات نيز ديده مي شود اشاره به آية شهادت است: وكذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا4. يعني: «و همانا ما شما ـ اهل بيت ـ را مستكمل آفريده ايم تا شاهد مردم باشيد و رسول اكرم نيز شاهد بر شما». و در روايات فراوان است كه اين شهادت واسطة فيض است. ما اماماني هستيم رهنما و چراغهاي درخشان و علم افراشته شده براي مردم. ماييم سابقون و آخرون. يعني اول ماييم و آخر ماييم ـ باز اشاره به واسطة فيض است ـ هر كه به ما پناه برد، رستگار مي شود و هر كه از ما تخلف كند، غرق خواهد شد. جمله اشاره است به حديث نبوي كه بطور متواتر از پيامبر اكرم روايت شده است. پيامبر (ع) فرموده است: مثل اهل بيت، كشتي نوح است هر كه به آنان تمسك جويد رستگار و هر كه از آنان تخلف كند غرق خواهد شد. ما راهنماي افراد هستيم در روز قيامت كه رستگارند. ماييم حرم الله كه احترام ما در ميان مردم محفوظ است. جملة ما راه مستقيم هستيم، اشاره به آيه اهدنا الصراط المستقيم دارد. از جملة نعمتهاي خدا بر بندگان هستيم. اشاره است به آية شريفة: وضرب الله مثلاً قرية كانت آمنة مطمئنة يأتيها رزقها رغدا من كل مكان فكفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع والخوف بما كانوا يصنعون5. يعني: «پروردگار عالم مثل زد به قريه اي كه عقيده و امنيت داشتند و نعمت مثل باران براي آنها مي باريد، آنان به نعمت خدا كفر ورزيدند پس پروردگار عالم لباس قحطي و ناامني را بر آنان پوشانيد در قبال آنچه كه انجام مي دادند.» راه حق و حقيقت هستيم و معدن نبوّت. آنچه پيامبر داشته ما داريم. و رسالت در خانة ما فرو آمده است: الله اعلم حيث يجعل رسالته6. ما پايه هاي اسلام هستيم و ملائكه به خانة ما رفت و آمد دارند. ما چراغ راه هر كه بخواهد هستيم كه نور ماه بهره ببرند. ماييم عروة الوثقاي اسلام. اشاره به آية شريفه است: ويؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقي لاانفصام لها7. يعني: «هركه ايمان به خدا آورد به دستاويز محكمي دست زده كه ناگستني است.» ما هستيم پاي هر كه بخواهد به حق رسد، از ضلالت نجات يابد و به بهشت رود بايد ما را طي كند و از ما راهنمايي گيرد. هر كه از ما عبور كرد سبقت برد و هر كه تخلّف كند نابود شد. بزرگترين حافظ اسلام هستيم. ماييم كه به دليل وجود ما عذاب دنيوي و اخروي از بندگان برطرف مي شود. هر كه ما را شناخت و حق ما را شناخت، و دستورات ما را اجرا كرد، از ما است ـ رستگار خواهد شد. 
بايد گفت اين خطبه داراي اشارات و كنايات و لطايف فراوان است و بايد كتابي دربارة اين خطبه نگاشت. اما امام باقر (ع) اضافه بر فضايلي كه همة اهل بيت دارند و حضرت در اين خطبه به بعضي از آنها اشاره نموده است، دو امتياز عالي دارد كه في الجمله دربارة آن سخن گفتيم. 
مورخين دربارة سؤال و جواب آن راهب نصراني با امام باقر مطالبي نوشته اند كه ما خلاصه اي از آن را مي آوريم. 
هشام بن حكم، حضرت باقر را به شام احضار نمود. آن بزرگوار همراه با امام صادق عليه السلام به طرف شام حركت كردند. در بين راه راهبي را ديدند كه ارادتمندان به دور از حلقه زده بودند تا راهب آنان را نصيحت كند. حضرت باقر (ع) وارد جمع آنان شد. ابهّت و تجلي نور امام باقر، راهب را تحت تأثير قرار داد. آنگاه از حال آن بزرگوار استفسار كرد و مسايلي پرسيد. مسايل او گرچه از نظر ما عوامانه است و با مقام قدس علمي حضرت باقر مناسبتي ندارد، ولي در آن دورة جهل مسايلي بود بزرگ كه توانسته راهب و اطرافيانش را مسلمان كند. 
1 ـ ساعتي كه نه از روز است و نه از شب؟
فرمودند ساعتهاي بين الطلوعين مي باشد كه از ساعتهاي بهشت است. در آن ساعتها مي توان آخرت را آباد كرد و سعادت دو جهان را به دست آورد. 
2 ـ مي گويند اهل بهشت فضولات ندارند، نشانة آن در اين دنيا چيست؟ 
حضرت فرمودند: نشانة آن بچه اي است كه در شكم مادر است. 
3 ـ مي گويند نعمتهاي بهشت پايان ناپذير است، نشانة آن در دنيا چيست؟ 
حضرت فرمودند: نشانة آن علم است كه هر چه از آن بهره گيرند نقصان ندارد. 
4 ـ آن دو برادر كه با هم متولد شدند و با هم مردند، اما عمر يكي از آنان پنجاه سال و عمر ديگري صد و پنجاه سال چه كساني بوده اند. 
حضرت جواب دادند: آن دو برادر عزيز و عزيز بوده اند كه قرآن از آنها خبر مي دهد كه عزيز چون در زنده شدن مرده ها در روز قيامت ترديد كرد، پروردگار عالم جان او را صد سال گرفت سپس زنده كرد. آن راهب پس از شنيدن جوابهاي حكيمانه با اطرافيانش مسلمان شد. شأن ائمة طاهرين در تاريخ ناشناخته مانده است، گرچه ابن حجر متعصّب در حق او گفته است: هو باقر العلم وجامعه وشاهد علمه ورافعه صفي قلبه وزكا علمه وعمله وطهرت نفسه وشرف خلقه وعمرت اوقاته بطاعة الله وله من الرسوخ من مقامات العارفين مايكل عنه السنة الواصفين وله كلمات كثيرة في السلوك والمعارف لاتجملها من العجالة. 
«او جامع علوم و شكافندة علم و توسعه دهندة علم بود. او نمايانگر علم بود و علم را رفعت داد. قلب او مهذب و علم و عمل او پاك و پاك بود. او طاهر و مطهر بود، خلق او عالي بود و عمر او در اطاعت خداوند صرف شد. تبحّري در عرفان داشت كه زبان گوياي آن نيست. سخنان او در عرفان و سير و سلوك به حدّي است كه نمي تواند در اين گفتار ضبط شود.» صاحب جنات الخلود كه شيعه است مي گويد: «اكثر اوقات او صرف اطاعت خدا مي شد. از خوف خدا مي گرييد. بسيار متواضع بود تمام بر سر مزارع مي رفت و كار مي كرد و آنچه به دست مي آورد در راه خدا صرف مي نمود. سخي ترين مردم بود و تمام علما نزدش مي آمدند؛ علمشان قطره اي بود در مقابل دريا، و نظير اميرالمؤمنين (ع) چشمه هاي حكمت از اطرافش مي جوشيد و در مقابل جلالتش هر جليلي كوچك بود.»
در خاتمه، معجزه اي از معجزات آن حضرت را يادآور مي شويم. كليني رحمه الله در كافي از ابي بصير نقل مي كند كه نزد امام باقر (ع) رفتم و گفتم: شما وارث رسول اكرم هستيد؟ فرمود: آري. گفتم: رسول الله وارث انبياست و آنچه آنان مي دانند او مي داند؟ فرمود: آري، چنين است. گفتم: بنابراين شما قدرت داريد كه مرده را زنده كنيد و كور مادرزاد و مرض برص را شفا دهيد، چنانچه قرآن دربارة عيسي عليه السلام فرموده؟ فرمود: به اذن پروردگار قدرت داريم. سپس فرمود جلو بيا! چون جلو رفتم دست مبارك خود را به چشمهاي من زد و من بينا شدم. سپس به من فرمودند: اي ابي بصير، آيا مي خواهي بينا باشي ولي در روز قيامت مثل مردم، حساب، كتاب و مشقتهاي آخرت را دارا باشي، يا كور باشي ولي در آخرت بدون محاسبه به بهشت روي؟ ابي بصير مي گويد كوري را انتخاب كردم. 
________________________________________
1 زمر، قسمتي از آيه 56. 
2 آل عمران، قسمتي از آيه 103. 
3 اعراف، قسمتي از آيه 156. 
4 بقره، قسمتي از آيه 143. 
5 اعراف، قسمتي از آيه 156. 
6 انعام، قسمتي از آيه 124. 
7 بقرة ، قسمتي از آيه 256. 


 

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (1 Vote)
GRID LIST
موفقیت
گنج
طلاق
شوهرداری
ازدواج
Wednesday, 20 November 2019
الأربعاء, ۲۲ ربيع الأول ۱۴۴۱
چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۸

Please publish modules in offcanvas position.