پناهندگی گنجشک به امام رئوف

 

پناهندگی گنجشک به امام رضا / داستان فرارآهو و شفای پسرسلطان سنجر

گویدا:حرم امام رضا

در روايتى در وسائل الشيعه آمده:
روزى امام رضا عليه السلام نشسته بودند و عدّه اى در خدمتشان حضور داشتند، در اين هنگام گنجشكى آمد و خيلى سر و صدا مى كرد. امام عليه السلام به يكى از حاضران فرمودند: اين شىء را بردار و فلان جا برو و مارى را كه به لانه اين پرنده آمده بكش! اين پرنده به من پناه آورده است.1
روايت ديگرى در بحار الأنوار آمده است:
جابر جعفى مى گويد: در سفر حجى در خدمت امام باقر عليه السلام بودم، حيوانى كنار محمل حضرت عليه السلام آمد و چيزى گفت.
جابر مى گويد: من دست دراز كردم كه اين حيوان را بگيرم.
حضرت مرا از اين كار باز داشت و فرمود:
يا جابر! فإنّه استجار بنا أهل البيت;2
اى جابر! اين حيوان به ما اهل بيت پناه آورده است.
در روايت ديگرى آمده:
آهويى نزد امام صادق عليه السلام آمد و با زبان خود به حضرت مطلبى را گفت.
حضرت فرمود:
أفعل إن شاء الله;
ان شاء الله انجام مى دهم.

وقتى آهو رفت; حضرت فرمودند:
استجار بي الظبي وأخبرني أنّ بعض من يصيد الظباء بالمدينة صاد زوجته;3
آهويى از دست برخى صيادان به من پناه آورد و به من خبر داد كه برخى از صيادان مدينه جفت او را صيد كرده است.

فردوس التواریخ نقل می کند که :

پسر سلطان سنجر یا پسر یکى از وزیرانش مبتلا به بیمارى تب شدید شد. پزشکان گفتند باید به گردش و تفریح برود و خود را بهشکار مشغول نماید.

روزى براى شکار با غلامان و اطرافیان خارج شده بود. در بیابان ناگاه آهوئى از مقابل او گذشت. شاهزاده با سرعت هر چه بیشتر اسب از پى آهو تاخت. آن حیوان پناه به قبر حضرت رضا علیه السلام آورد.

شاهزاده خود را به آن مقام منیع و پناهگاه رفیع که هر کس بدان جا پناه برد ایمن است رسانید. تصمیم گرفت آهو را صید کند اما سپاهیانش جرات نکردند اقدام به این کار نمایند.

در شگفت شدند از این جریان، شاهزاده به غلامان و همراهان خود دستور داد پیاده شوند و خود او نیز پیاده شد و با پاى برهنه با کمال ادب به جانب مرقد شریف امام رفت و خود را روى قبر انداخت و شروع به گریه و زارى به درگاه خدا نموده و شفاى بیمارى خود را از امام علیه السلام خواست.

همان دم شفا یافت. اطرافیان همه شاد و خوشحال شدند و این بشارت را به پادشاه رساندند که به برکت قبر على بن موسى الرضا علیه السلام فرزندش شفا یافته است و گفتند شاهزاده از کنار قبر نخواهد آمد و همان جا مقیم است تا بنا و کارگران بیایند و شروع کنند به ساختمان قبه مبارکه و در این جا شهرى بنا شود و آراسته گردد تا یادگارى از او باشد.

سلطان از شنیدن این مژده مسرور شد و سجده شکر کرد و فورى از پى معماران فرستاد و روى قبر مبارک بقعه و گنبد و بارگاهى ساختند و اطراف شهر را دیوار کشى کردند.

 

پاورقی:

به نقل از بحارالانوار جلد 48 صفحه 


1 . بصائر الدرجات: 365، حديث 19، مناقب آل ابى طالب: 3 / 447، وسائل الشيعه: 11 / 537، حديث 15477، بحار الأنوار: 49 / 88 ، حديث 8 .
2 . الخرائج والجرائح: 2 / 604، حديث 12، بحار الأنوار: 46 / 248، حديث 38.
3 . همان: 1 / 299، حديث 5، همان: 47 / 112، حديث 149
.

 

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (3 Votes)
GRID LIST
موفقیت
گنج
طلاق
شوهرداری
ازدواج
Tuesday, 07 July 2020
الثلاثاء, ۱۶ ذو القعدة ۱۴۴۱
سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.