اختلاف خدايان جهان فقط در اسم

 

موريس مترلينگ در كتاب «جهان و ابديّت» مى گويد: خدايان جهان فقط با اسم اختلاف دارند چه بگوييم كه جهان هميشه بوده و چه بگوييم خداوند ازلى بوده ابهام در هر دو موضوع مثل هم است

اين سخن، سخنى مجمل و حاكى از عدم توجه به حقيقت بحث است با اين كه ماده ازلى نيست و حادث است فرض ازلى بودن ماده ملازم با فرض خدا بودن و علت العلل بودن آن نيست يعنى غير از ذات ازلى بارى تعالى هر چيزى را فرضاً ازلى بگوئيم آن چيز، خدا يعنى ذاتى كه جامع جميع صفات كمال و آفريننده و دانا و توانا و داراى صفات ثبوتيه و سلبيّه است نخواهد بود.

ماده، ماده است و ازلى هم كه باشد خدا نخواهد بود، ولى خداوند يعنى «الله» كه ذات مستجمع جميع صفات كماليه است، كه از جمله آنها اراده قدرت، وحدت و تفرد و يكتائى و يگانگى و بساطت و عدم تركيب است، محال است متعدد باشد چون فرض تعدد مستلزم فرض عدم استجماع جميع صفات كماليه است

{jcomments on}بنابراين با خدا هست، و او غير از ذات مقدس يگانه دارنده جميع صفات كمال نيست، و يا اگر به فرض محال فرض شود كه ذاتى در بردارنده تمامى صفات

كمال باشد وجود ندارد ماده اگر در اين فرض ازلى هم باشد خدا نيست، پس اين همه آثار كمال در عالم، از كجا وجود يافته؟

بنابراين خدا يا هست كه غير از خداى يگانه نيست، و يا فرض عدم وجود او مى شود كه در اين صورت جهان و ماده هم نخواهد بود، و به عبارت ديگر فرض اينكه ماده يا به تعبيرى كه در سؤال شده جهان ازلى باشد آن را صالح براى علت العلل بودن نمى نمايد چون علت العلل و پديدآورنده اين نظام بايد خود داراى علم، اراده و قدرت باشد

پس اين جمله كه خدايان جهان فقط با اسم اختلاف دارند معنى ندارد چون خدا (البته نه فقط معبود) يعنى ذات قادر حكيم مختار عالم خالق جامع صفات كمال غير از واحد فرض نمى شود، و جهان يا ماده، اين اوصاف را ندارد

به علاوه چگونه اشيائى مثل جهان و ماده و ذات خدا را متعدد مى داند ولى مى گويد: فقط در اسم با هم اختلاف دارند اگر تعدد عينى و خارجى نباشد ممكن است اسماء متعدد مسمّاى واحد داشته باشند ولى اگر تعدد عينى و خارجى باشد بلكه اگر ذهنى هم باشد اختلاف فقط در اسم نيست بلكه در مسمّى است

و اگر غرض اين است كه همه به يك حقيقت اشاره دارند، در نهايت در تشخيص مصداق، اختلاف و اشتباه روى مى دهد در اين صورت مى گوئيم مصداق حقيقى و مسمّاى واقعى آن همان ذات بارى تعالى است

و اگر مقصود اين است كه ناچار بايد به ذاتى ازلى قائل شويم تفاوت نمى كند كه ماده و جهان را ازلى بدانيم يا خداوند را ابهام هر دو در اين موضوع يكسان است

اين سخن هم اگر چه از اين جهت كه بايد به ازلى بودن چيزى قايل شويم

صحيح است، اما عدم تفاوت مذكور صحيح نيست

زيرا فرق است بين اين كه ماده را ازلى بدانيم يا خدا را، اگر ماده را ازلى شمرديم نمى توانيم اين همه نشانه هاى قصد و شعور و آگاهى، و نظم دقيق را كه در اين عالم است به آن نسبت دهيم

و اگر خدا را علت العلل و ازلى بدانيم تمام اين عالم و اين نظم و انضباط و آثار شعور و قصد، قابل توجيه مى شود و همه را به او نسبت مى دهيم و هر گونه ابهام رفع مى شود

پس بر فرض اين كه ماده و جهان را ازلى بدانيم اين اشكال باقى مى ماند كه پس اين نظم و آثار شعور و قصد از كجا است؟ ولى اگر به خداى ازلى و يگانه ايمان بياوريم اين اشكالات رفع مى شود

برگفته از سایت آیت الله صافی گلپایگانی

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (1 Vote)
GRID LIST
موفقیت
گنج
طلاق
شوهرداری
ازدواج
Monday, 28 September 2020
الإثنين, ۱۰ صَفر ۱۴۴۲
دوشنبه, ۰۷ مهر ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.