تصور حصول شىء از لاشىء

 

اگر چه طبق ادله اى كه اقامه شده، آفرينش ماده از عدم عقلا محال نيست، و اعتقاد به ايجاد آن بعد از عدم، مستلزم تناقض عقلى نمى باشد بلكه مسبوق نبودن اين عالم به عدم محال و مستلزم تناقض عقلى است، لكن عقول ما از تصور حصول شىء از لاشىء يعنى خلقت ماده از عدم عاجز است، و هر چند از طريق برهان عقلى يقين داريم كه ايجاد شىء از عدم ممكن است و محال نيست، ولى از تصوّر آن قصور داريم

ـ عدم امكان تصور حقيقت شىء، دليل بر عدم آن نمى شود، و وقتى دليل عقلى بر آن اقامه شد، عدم تصوّر آن مانع از اعتراف به آن نخواهد شد

ـ منشأ اين عجز و ناتوانى اين است كه شما باز هم گرفتار استقراء ناقصى كه نتيجه اش قطعى نيست، شده ايد چون هر چه را ديده ايد، به گمان شما حصول و ايجاد شئى از شئى بوده است و لذا حصول و ايجاد شىء را از لاشىء نمى توانيد تصور كنيد ولى عدم مشاهده حصول شئى از لاشئى دليل بر محال بودن آن نمى شود، مثل اين كه عدم مشاهده شخص ولادت خود را از مادرش ـ در آن صورتى كه ولادت ديگران را نيز نديده باشد ـ دليل بر عدم آن نمى شود

به گفته حكيم سنائى

داند اعمى كه مادرى دارد *** ليك چونى به وهم درنارد

ـ سبب ديگر استبعاد «ايجاد شئى از لاشئى» اين است كه قدرت خدا را بر قدرت بشر قياس مى نمايند، و چون مى بينند بشر نمى تواند چيزى را پس از آن كه لاشئى، بود موجود كند و قادر بر ابداع نيست، قدرت خدا را بر آن قياس كرده در حالى كه قدرت بشر با قدرت خدا فرق دارد، فرق محدود با نامحدود، و متناهى با نامتناهى.

ـ بسيارى از چيزها هستند كه از تصور چگونگى موجود شدن آنها عاجزيم مانند حيات و زندگى كه از ماده ايجاد نمى شود بلكه در ماده ايجاد مى شود، و پس از آن كه معدوم بود موجود مى گردد، و از عدم ايجاد مى شود

اين حيات چگونه از عدم ايجاد مى شود؟; عقل نمى تواند آن را تصور كند، اگر هم مى گوئيد اين حيات از ماده موجود مى شود، اشكال تصور اين از اشكال تصور ايجاد از عدم اگر بيشتر نباشد، كمتر نيست; فقط چيزى كه هست اينجا تغيير صورت ماده را پيش از حلول حيات يا مقارن آن مى بينيد، اما اينكه حيات از عدم ايجاد شده يا از ماده و تغيير صورت آن، اگر فرض اول را نپذيريد، و فرض دوم را كه ـ بدون دليل مى گوئيد، و نمى توانيد ثابت كنيد ـ حتم بگيريم باز هم از تصور مفروض عاجزيد. خامساً ما به بسيارى از محاسبات رياضى يقين داريم در حالى كه نمى توانيم آن را به تفصيل تصور كنيم

در اين مثال دقت كنيد: ورقه كاغذى را فرض مى كنيم كه طولش يك صدم

ميليمتر باشد اگر آن را دو نصف كنيم طول هر دو دوصدم ميليمتر مى شود، و اگر اين عمل را مكرر كنيم طول هر چهار بيش از چهار صدم ميليمتر نخواهد شد ولى اگر اين عمل تكرار شود و اين چهار ورقه هم دو نصف شود و سپس هر هشت قطعه، و تا (48) مرتبه به اين نحو عمل تكرار شود، اگر از شما بپرسند طول اين اوراق چه قدر شده است؟ شايد بگوئيد يك متر يا دو متر، و از چهار پنج متر بيشتر احتمال نخواهيد داد و حال آن كه اگر به شما بگويند طول اين اوراق از ده كيلومتر هم تجاوز مى كند از تصور آن عاجز مى شويد.

و اگر بگويند اگر چهل و هشت مرتبه ديگر روى اين اوراق اين عمل تكرار شود معادل مسافت بين زمين و كره ماه است (384000 كيلومتر) غرق در تعجب و تحير مى شويد و هر چه مى خواهيد آن را تصور كنيد و اين تساعد را در ذهن بياوريد نمى شود ولى چون برهان رياضى بر آن قائم است ناچار آن را مى پذيريد و تصديق مى كنيد.

پس عقل اگر چه از تصور حقيقت بسيارى از چيزها عاجز است ولى مى تواند به نفى يا اثبات آنها رأى بدهد

مثال ديگر: در مسائل اتم و ذره و سرعت ارتعاشات صوتى، اعداد به حدى افزايش مى يابد كه عدم امكان تصور آن به مراتب آشكارتر از مثال كاغذ است

از جمله مى گويند

سرعت ارتعاشات صوتى در ثانيه به نيم ميليون مى رسد. اين مسأله بطور عملى ثابت است ولى آيا مى توان حصول نيم ميليون ارتعاش را در ظرف يك ثانيه تصور كرد؟ مع ذلك اين ارتعاشات كه قابل تصور نيستند واقعياتى هستند كه انكار آنها جايز نيست

آيا اعداد نجومى و تعداد نجوم، و مقدار حجم و وزن و فواصل آنها را با يكديگر مى توانيم تصور كنيم؟ و اصولا تا چند عدد را به تفصيل ـ اگر در تمام عمر غرق در تصور باشيم ـ مى توانيم تصور كنيم؟

مثلا طول قطر «سديم مرأه مسلسله» را سى هزار سال نورى تعيين كرده اند يعنى حجم آن هزار ميليارد ميليارد ميليارد برابر حجم خورشيد است; آيا كس مى تواند مترهاى اين مسافت يا كيلومترها يا فرسخ هاى آن را تصور كند؟ فاصله نزديك ترين كهكشان به كهكشان خود ما 000،700 سال نورى است، رسيدن نور ماه به زمين پيش از يك ثانيه و نور آفتاب بيش از هشت دقيقه و هفت ثانيه وقت لازم ندارد، يك ثانيه و هشت دقيقه كجا و 000،700 سال نورى كجا حدس زده مى شود كه نورى كه از ضعيف ترين كهكشان با تلسكوپ ديده مى شود پانصد ميليون سال نورى از عمر آن گذشته باشد حال اگر مى خواهيد اين فاصله نورى را به كيلومتر به سنجيد پانصد ميليون را در عدد 000،000،600،441،93 كه طول يك سال نورى به كيلومتر است ضرب كنيد.

مع ذلك علماى نجوم نتيجه اين محاسبات رياضى را پذيرفته اند، و ما نيز از آنان مى پذيريم

در كتاب «على اطلال المذهب المادى» از كتاب «اشياء عن العالم الآخرة» و كتاب (القوى الطبيعيّة المهجولة) تأليف «اوجين نو» حقايق بسيارى را يادآور شده است كه در گذشته يا حال قابل تصور نبوده و نيستند ولى علم، آنها را ثابت كرده است.

ـ شاعر و نويسنده، مهندس، و هنرمند هر كدام يك اثر بديع به وجود مى آورند; شاعر بهترين قصيده را با آن معانى دقيق، استعارات، مجازات، نكته هاى

ادبى، و لطائف مى سرايد; نويسنده بهترين كتاب را با سبك نو و مطالب علمى تازه مى نگارد; مهندس نقشه بزرگترين ساختمان را كه نظيرش سابقه ندارد، طرح مى نمايد، هنرمند، زيباترين تابلوهاى نقاشى را مى كشد; شك نيست كه اين آثار پس از عدم به وجود آمده اند، از كجا آمده اند؟ و چگونه در ذهن شاعر و هنرمند موجود شده اند؟ آيا قابل تصور است؟

حتماً نه

آيا شعر، نقشه، اثر هنرى و تأليف قابل انكار است؟ حتماً نه

آيا وجود صورت قصيده، نقشه، اثر هنرى و تأليف در ذهن ـ يعنى وجود ذهنى آنها ـ قابل انكار است؟ يقيناً نه

پس اين شعر و اين قصيده و اين آثار كجا بودند كه در ذهن شاعر و... موجود شده اند؟

بنابراين بعد از اينكه برهان طبيعى و عقلى حدوث و ايجاد ماده را از عدم ثابت مى كنند، امكان يا عدم امكان تصور آن ضرورى به حقيقت بودن آن نمى زند

در خاتمه معلوم باشد كه به مسأله حدوث شئى از عدم در قرآن مجيد مكرر تصريح شده است، و معجزات انبياء و اولياء كه خوارق عادات است نيز آن را تأييد و ثابت مى نمايد{jcomments on}

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (2 Votes)
GRID LIST
موفقیت
گنج
طلاق
شوهرداری
ازدواج
Saturday, 19 June 2021
السبت, ۰۹ ذو القعدة ۱۴۴۲
شنبه, ۲۹ خرداد ۱۴۰۰

Please publish modules in offcanvas position.