بازآمدم به کوی حبیبم سر قرار

 

 

باز آمدم به کوی حبیبم سر قرار
حاج منصورارضی

 

 

حاج منصور ارضي ابياتي كه ذيل آمده است را امروز صبح در صنف لباس فروش ها سروده است. 

 

 

                           باز آمدم به کوی حبیبم سر قرار * اینبار هم به تیر نگاهت شدم شکار


هر طور بود دست مرا هم گرفته ای * آقا به جان فاطمه دست از سرم مدار



دست از سرم مدار که بیچاره می شوم * رحمی نما به بارش این چشم اشکبار


این دیده را بگیر اگر با تو بی وفاست * چشمی دگر بده که شود آشنای یار


من عهد بسته ام که بمانم غلام تو * نوکر کجا و درگه سلطان تاجدار


عهد مرا به خون گلویم قبول کن * شاید شوم شهید تو ای حضرت نگار


کی با تو همسفر بشوم مشهد الرضا * با یار، پشت پنجره فولاد صحن یار


غربت کشیده ام که شوم یاور غریب * همدرد می شوم که شوم با تو سوگوار


با درد آمده ام که کنی همنوا مرا * اشکی برای جد غریبت کنم نثار


با قطره های گریه شوم غرق کربلا * تا خود کنی به کشتی عشقت مرا سوار


ای انتقام خون خدا با حضور تو * آماده می شویم برای ظهور تو

 

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (3 Votes)
Sunday, 25 October 2020
الأحد, ۰۸ ربيع الأول ۱۴۴۲
یکشنبه, ۰۴ آبان ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.