تو دریای من بودی آغوش وا کن

قوشنيدم كه چون قوی زيبا بميرد

فريبنده زاد و فريبا بميرد

شب مرگ تنها نشيند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بميرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

كه خود در ميان غزل ها بميرد

گروهی بر آنند كاين مرغ شيدا

كجا عاشقی كرد ؛ آنجا بميرد

شب مرگ از بيم آنجا شتابد

كه از مرگ غافل شود تا بميرد

من اين نكته گيرم كه باور نكردم

نديدم كه قويی به صحرا بميرد

چو روزی ز آغوش دريا برآمد

شبی هم در آغوش دريا بميرد

تو دريا ی من بودی آغوش واكن

كه مي خواهد اين قويي زيبا بميرد

مهدی حمیدی شیرازی

 

4.7142857142857 1 1 1 1 1 Rating 4.71 (7 Votes)
Wednesday, 25 November 2020
الأربعاء, ۰۹ ربيع الثاني ۱۴۴۲
چهارشنبه, ۰۵ آذر ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.