شعر/ انگار لب های کبودت خیزران خورد

حرم امام حسن عسکری

شعری در سوگ شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

امروز دیگر سامرا مثل یتیمی

امروز دیگر سامرا آقا نداری
 
در آسمان آفتابی نگاهت
 
آن گنبدی که داشتی حالا نداری
 
 
دیروز از بال و پر پروانۀ تو
 
دیدیم زیر خاک ها خاکسترش را
 
عیبی ندارد مرقدت گنبد ندارد
 
جبریل می سازد برایت بهترش را
 
 
 
ای کاش در این جا مجالی دست می داد
 
پای گلوی بی صدای تو بمیرم
 
یک حجره و یک بستر و یک باغ لاله
 
خیلی دلم می خواست جای تو بمیرم
 
 
با چشم هایی که کبود و تار هستند
 
روی پسر را بیش از این دیدن محال است
 
ای تشنه لب با لرزش دستی که داری
 
آب از لب این ظرف نوشیدن محال است
 
 
وقتی لب این کاسۀ پر آب، آقا
 
بر آستان تشنۀ دندانتان خورد
 
از شدت برخورد این ظرف سفالی
 
انگار لب های کبودت خیزران خورد
 
شاعر:علی اکبر لطیفیان
5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (3 Votes)
Wednesday, 02 December 2020
الأربعاء, ۱۶ ربيع الثاني ۱۴۴۲
چهارشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.