شعر شب نمناک دل غمناک سهراب سپهری

سهراب سپهریشب سردی است و من افسرده

راه دوری است و پایی خسته

تیرگی هست و چراغی مرده

می کنم تنها از جاده عبور

دور ماندند ز من آدمها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم ها


فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا به دل من

قصه ها ساز کند پنهانی

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر سحر نزدیک است

هر دم این بانگ برآرم از دل

وای این شب چه قدر تاریک است

خنده ای کو که به دل انگیزم ؟

قطره ای کو که به دریا ریزم ؟

صخره ای کو که بدان آویزم ؟

مثل این است که شب نمناک است

دیگران را هم غم هست به دل دریا ریزم ؟

غم من لیک غمی غمناک است

سهراب سپهری

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (2 Votes)
Wednesday, 25 November 2020
الأربعاء, ۰۹ ربيع الثاني ۱۴۴۲
چهارشنبه, ۰۵ آذر ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.