حکایتی دو خطی از سعدی :مصیبت و معصیت

داستانپارسايي بر کنار دريا بود و زخم پلنگ داشت و با هيچ دارويي خوب نمي شد و مدت ها از آن رنجور بود و دم به دم شکر خداي تعالي همي گفت. پرسيدندش که شکر چه مي گويي. گفت: شکر آن که به مصيبتي گرفتارم نه به معصيتي.
گلستان سعدي

4.125 1 1 1 1 1 Rating 4.13 (16 Votes)
Sunday, 20 September 2020
الأحد, ۰۲ صَفر ۱۴۴۲
یکشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.