حکایتی دو خطی از سعدی :مصیبت و معصیت

داستانپارسايي بر کنار دريا بود و زخم پلنگ داشت و با هيچ دارويي خوب نمي شد و مدت ها از آن رنجور بود و دم به دم شکر خداي تعالي همي گفت. پرسيدندش که شکر چه مي گويي. گفت: شکر آن که به مصيبتي گرفتارم نه به معصيتي.
گلستان سعدي

4 1 1 1 1 1 Rating 4.00 (19 Votes)
Monday, 28 November 2022
الإثنين, ۰۴ جمادى الأولى ۱۴۴۴
دوشنبه, ۰۷ آذر ۱۴۰۱

Please publish modules in offcanvas position.