حکایتی دو خطی از سعدی :مصیبت و معصیت

داستانپارسايي بر کنار دريا بود و زخم پلنگ داشت و با هيچ دارويي خوب نمي شد و مدت ها از آن رنجور بود و دم به دم شکر خداي تعالي همي گفت. پرسيدندش که شکر چه مي گويي. گفت: شکر آن که به مصيبتي گرفتارم نه به معصيتي.
گلستان سعدي

3.9411764705882 1 1 1 1 1 Rating 3.94 (17 Votes)
Friday, 27 November 2020
الجمعة, ۱۱ ربيع الثاني ۱۴۴۲
جمعه, ۰۷ آذر ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.