شعر:آمد بهار و از تو نیامد خبر هنوز

بهارآمد بهار و از تو نیامد خبر هنوز
 
گل جلوه کرد و از تو نبینم اثر هنوز
 
خندید غنچه صبحگهان بر رخ نسیم
 
دور از رخ تو دیده ام از گریه تر هنوز
 
تنها چسان به روی گل و لاله بنگرم
 
گلچهر لاله روی من اندر سفر هنوز
 
یاران میان سبزه و گل جام می به کف
 
من می خورم به داغ تو خون جگر هنوز
 
هر جا حکایتی ست ز شور و جنون من
 
تنها تویی ز درد دلم بی خبر هنوز
 
از شرح غصّه ام جگر سنگ آب شد
 

این شعله در دل تو ندارد اثر هنوز

شاعر:محمد آصف فکرت از افغانستان

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (1 Vote)
Saturday, 19 September 2020
السبت, ۰۱ صَفر ۱۴۴۲
شنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.