شعر : مرد اگر مرد هست

مرد اگر مرد هست مي بايد

خود به نامردمي نيالايد

 

اول ايشان مدير خود گردد

بعد از آن در مديريت آيد

 

 

كمتر از دد نه دد شرف دارد

خواجه اي را كه ظلم از او زايد

 

نيست مرد آنكه چشم بر غم دوست

بسته تا خود به خرمي پايد

 

يا كه از بوي نان به هر لفظي

مي تواند امير بستايد

 

پاچه خاري برد به روغن نان

سگ هم از طعمه پاچه مي خايد

 

مرد بايد چو كوه سر بالا

جز به زير ظل حق نياسايد

 

سر نبايد كند خم او هرگز

جز در آنجا كه حق بفرمايد

 

چون گره خورد كار رنجوري

مرد بايد كه باز بگشايد

 

مرد پيمان درست ، جاويد است

مرد ، پيمان به خونش آرايد

 

غيظش او سوي دشمنان برده

رحمتش را به دوست بنمايد

 

سر اگر لازم است مردانه

مرد بايد به دوست بخشايد 

 

مردي از عزت ، عزت از مردي ست

سر از اين دو بر آسمان سايد

 

مرد اگر نفس خويش را رهبر

شد ، جهان رهبريش مي شايد.

 

شاعر:رحمان زارع

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (1 Vote)
Friday, 18 September 2020
الجمعة, ۳۰ محرّم ۱۴۴۲
جمعه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.