و جمعه با غروب رفت...

 

به هر کجا که گل شکفت،دوان دوان بکوب رفت

تمام هفته را به پا ، ز صبح تا غروب رفتظهور

 

بهار را به شوق آن که تنگ در بغل کشد

به شاخه شاخه گل نشست،به روضه ی قلوب رفت

 

شنیده بود چشم جان، که جمعه وعده گاه توست

هنوز چشم بر درم و جمعه با غروب رفت

 

به بهترین لحظه ها قنوت داده بود دل

نیامدی، ندیدمت و لحظه های خوب رفت...

شاعر:رحمان زارع.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (10 Votes)
Monday, 14 June 2021
الإثنين, ۰۴ ذو القعدة ۱۴۴۲
دوشنبه, ۲۴ خرداد ۱۴۰۰

Please publish modules in offcanvas position.