شعر ماه رجب ؛ يوسف دو فاطمه نور دل خيرالانام

شعر ماه رجب ؛ يوسف دو فاطمه نور دل خيرالانام

اوّل ماه رجب شد جلوه گر ماهی تمام
کامد از هفت آسمان و مهر گردونش سلام

 

اختر چار آسمان و آسمان هفت مهر
یوسف دو فاطمه نور دل خیر الانام

 

 

نسل در نسلش همه خیر الورا خیر البشر
خود امام ابن امام ابن امام ابن امام

 

مشعل بزم معارف باقر کلّ علوم
کعبه ی دل، قبله ی جان، رهنمای خاص و عام

 

عالم هستی که چون لب بر تکلّم وا کند
از دمش جوشد کلیم و از لبش خیزد کلام

 

شهریار ملک امکان کز تمام ممکنات
ذکر او خیزد هماره فیض او جوشد مدام

 

در وجود حضرتش کلّ محمّد (ص) جلوه گر
پیشتر از خلقت نورش محمّد (ص) داشت نام

 

گه به نخلستان ورا بیل کشاورزی به دوش
گه به بام آسمان خورشید را گیرد زمام

بی ولای او همه رفتار عالم نادرست
بی وجود او همه طاعات خلقت ناتمام

 

این عجب نبود که مولانا علیّ بن الحسین
گیرد از او همچو پیغمبر ززهرا احترام

 

با ثواب خلق اگر زاهد ندارد مهر او
دوزخش بادا حلال و جنّتش بادا حرام

 

علم، پای کرسی تدریس او دارد جلوس
معرفت در پیش پای جابرش کرده قیام

 

تا بود روشن چراغ علم او در سینه اش
روز دشمن شام گردد چون به نطق آید هشام

 

مکتب من باقریّ و مذهب من جعفریست
نیست جز آنم طریق و نیست جز اینم مرام

 

مهر فرزندانم او مانند جان در سینه ها
نطق شاگردان او چون تیغ برّان در نیام

 

ای سلاطین را به سوی آستانت التجا
وی خلایق را به دیوار بقیعت ازدحام

 

باقر آل محمّد نجل زین العابدین
جدّ و باب و مادر و آباء و اجدادت کرام

 

رهروان فرش را مهر تو در دل روز و شب
ساکنان عرش را مدح تو بر لب صبح و شام

 

جابر جعفی که بحر دانشش در سینه بود
بود از دریای علمت قطره ای او را به جام

 

سائل کوی تو تا صبح قیامت مرد و زن
تابع حکم تو تا پایان هستی خاص و عام

 

گر چه قبر بی چراغت می درخشد در بقیع
چون خدا در قلب مردان خدا داری مقام

 

این عجب نبود که در بازار علم و حکمتت
راه پیمایی کند یوسف به عنوان غلام

 

می فروشد ناز، مؤمن بر گلستان بهشت
آیدش بویی گر از خاک بقیعت بر مشام

 

نی عجب ای کعبه ی دل در همه دوران سال
گر طواف آرد به گرد کعبه ات بیت الحرام

 

شخص پیغمبر تو را از سوی حقّ گوید درود
جابر از ختم رسل بر حضرتت آرد سلام

 

چار سالت بود با تیغ بیان و تیر علم
شام را کردی به چشم پور بوسفیان چو شام

 

با بیان زنده ات در قصر بیداد یزید
یافت زخم سینه ی آل محمّد التیام

 

تا بگویی نیست جایز در بر ظالم سکوت
بر تمام نسل ها از کودکی دادی پیام

 

از تو گشته آفتاب علم و ایمان جلوه گر
وز تو باشد مکتب قرآن و عترت را قوام

 

در کتاب نخل «میثم» سطر سطر و بند بند
وصف تو حسن شروع و مدح تو حسن ختام

1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)
Thursday, 01 October 2020
الخميس, ۱۳ صَفر ۱۴۴۲
پنجشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.