کسانی که سه سوته خواننده شدند!!!

گویدا:سخنان اخشابی درباره ی موسیقی های مستهجناخشابی و خوانندگی

 

آواز سنتی و موسیقی اصیل ایرانی همواره از جیایگاه بسیار بالایی در میان تمام مردم فارسی زبان و به ویژه مشتاقان موسیقی برخورداربوده است. اما امروزه که با گسترش امکانات و تجهیزات تهیه و تنظیم قطعات موسیقی، بسیاری از جوانان وارد عرصه موسیقی شده اند، بعضی بدسلیقگی ها و کژ سلیقگی ها هم وارد عرصه ی موسیقی شده است..

و متاسفانه شاهد آنیم که برخی جوانان که نمی‌توان نام خواننده را هم روی آن‌ها گذاشت، در ترانه‌های خود از اشعاری با الفاظ رکیک و به دور از شأن خانواده استفاده می‌کنند. البته موضوع فقط به اینجا ختم نمی‌شود؛ این افراد در ترانه‌هایشان بسیاری از صحنه‌های مستهجن و جنسی را از طریق موسیقی به تصویر می‌کشند.

جالب اینجاست که این موسیقی‌ها به خانه‌های بسیاری از مردم هم راه پیدا کرده و در مواردی جوانان همراه با خانواده خود در خانه یا ماشین شخصی خود به آن گوش می‌دهند. 

«مجید اخشابی» در خصوص «گسترش موسیقی مستهجن»، می گوید: ای کاش می‌دانستم علت تمایل جوانان به این نوع موسیقی چیست؟ برای خود من همیشه سوال است. یک دانشجویی که چندین واحد ادبیات پاس کرده و در دوران تحصیل ادبیات جزء لاینفک دروس تحصیلی‌اش بوده، چطور می‌تواند قبول کند یک چیزی که هیچ شباهتی به شعر و کلام ندارد که از زبان جاری شود و مبتذل هم هست را زمزمه می‌کند؛ این را نمی‌فهمم.

* جوانان را متوجه کنیم که چه چیز به خورد ذهن‌شان می‌دهند

او همچنین می گوید: یک خواننده سنتی به من گفت پسرم عاشق موسیقی رپ است. من گفتم چرا تو نمی‌توانی روی پسرت تأثیر بگذاری؟ گفت: پسر من قلم خوب و زیبایی دارد و مطلب می‌نویسد ولی ذائقه شنیداری‌اش بسیار پائین است. با این کارهایش مرا دیوانه کرده است. ای کاش می‌شد جوانان را آگاه کرد که بدانند هر روز چه چیزی به خورد ذهن و مغزشان داده می‌شود.

* مخاطبان موسیقی روی شعر و ترانه‌ها نظر بدهند

مدیر ماهنامه «زیر و بم» تصریح می کند: این یک معضل بزرگی است که ما از هیچ دانشجو و یا مخاطبی توقع کارشناسی موسیقی را نداریم؛ ممکن است حالا در این قضیه متبحر نباشند و دانش کمی داشته باشند. اشکال ندارد، هر طور موسیقی را انتخاب کرد نوش جانش ولی من به عنوان یک خواننده از همه مخاطبان موسیقی می‌خواهم که به‌طور کارشناسانه روی شعر نظر بدهند و بگویند که آیا این قطعه شعر خوب بوده یا نه. ارزش شنیدن دارد یا خیر. هر موسیقی که دوست دارند گوش بدهند ولی نه هر موسیقی یا هر شعر بدی را.

خواننده آلبوم موسیقی «پریزاد» ادامه می دهد: توقع برادرانه من این است که در آن چیزی که شب و روز با آن سروکار دارید، دقت کنید. اگر شعر سخیفی را روی کاغذ به شما نشان دهند آن را می‌خوانید؟ البته که نه. آن را مچاله کرده و به سطل زباله می‌اندازید. ولی حالا چون ریتم گرفته و یک خواننده آن را خوانده است، گوش می‌دهید. آیا این موسیقی سخیف در سطح همان مچاله شدن نیست، قطعا هست.

* حالت فان بودن موسیقی را نگیریم/ باید شعرهای خوب را آزادانه‌تر کار کرد

اخشابی می گوید: بخش عمده گوش کردن به این نوع موسیقی به مخاطب برمی‌گردد. این سلیقه مخاطب است و کاری نمی‌شود کرد که گوش بدهد یا ندهد. ما آثاری که دارای شعر خوب باشد تولید نکردیم ولی این وقت را برای تولید موسیقی سنگین گذاشتیم و آن حالت فان بودن را از موسیقی گرفتیم. باید شعرهای خوب را آزادانه‌تر کار کرد. یک هنرمند که سطح سلیقه‌اش بالا است و یک شعر خوب انتخاب می‌کند، به تبع آن شعر هم یک موسیقی خوب، وزین و جدی‌تر می‌خواهد. این کار باعث می‌شود تا موسیقی‌های دم دستی دیده نشوند و مصرف‌پذیری موسیقی سخیف هم پائین ‌بیاید.

وی تصریحمی کند: وقتی یک قطعه موسیقی دارای شعری شادتر و ریتم بود، غیرمتعارف نامیده می‌شود و می‌گویند شعر و موسیقی با هم مناسبت ندارند. این دیدی که مسئولین نسبت به این ترانه دارند تا اندازه‌ای درست نیست. خود من به عنوان یک خواننده شعری از مولانا را به سبکی که دوست داشتم خواندم. من دوست دارم شعر فاخر را این طوری بخوانم. از نظر من هیچ اشکالی ندارد، این ترکیب را من درست کرده‌ام و بقیه آن را بر عهده مخاطب می‌گذارم ولی برخی کارشناسان و دوستان می‌گویند شعر مولانا باید بر اساس ردیف و مقام‌های سنتی خوانده شود.

همین قضایا باعث می‌شود تا وقتی آدم بی‌سوادی، شعر عجیب و غریبی را کار می‌کند و یک موسیقی به آن سمبل می‌کند، مورد استقبال قرار می‌گیرد و مخاطب به دلیل عدم پیچیدگی شعر با آن ارتباط برقرار می‌کند. گسترش این‌گونه شعرها و ترانه‌ها همانند داروهایی است که پزشکان برای بیماران تجویز می‌کنند و هر روز درجه آن دارو را بالاتر می‌برند. برای این افراد خواندن اشعار قبلی مانند دوست داشتن و یا ارتباطات عاشقانه دیگر تأثیر ندارد و دنبال یک ترانه‌ای هستند که نوآوری داشته و جدیدتر باشد. فحش و حرف‌های سخیف در آن می‌آورند تا ترانه آن‌ها دیده و به آن توجه شود؛ مثلا توهین به ائمه را باید یک روش زود‌بازده دانست. خواننده با هنر، صدا و امکاناتی که دارد نمی‌تواند هیچ کاری بکند، یک دفعه برخلاف جهت آب ترانه‌ای می‌خواند تا نگاه‌ها به سمت آن برود.

* آثار سخیف در حدی نیستند که پاسخی دریافت کنند 

اخشابی درادامه می گوید:به نظر من برای گسترش نیافتن این ترانه‌ها نباید به افراد و افکار آن‌ها که این نوع موسیقی را می‌خوانند توجه کرد و یا یک اثری را برای رد کار ناپسند آن‌ها ارائه دهیم. به نظر من آن‌ها در حدی نیستند که برای اثر سخیف‌شان کار ارائه دهیم. من معتقدم نباید به این افراد توجه کرد، اصلا این افراد دیده نمی‌شوند و یا اگر دیده شوند زود می‌روند.

منبع :فارس

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (3 Votes)
Monday, 30 November 2020
الإثنين, ۱۴ ربيع الثاني ۱۴۴۲
دوشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.