بهار ؛شعله ی قصیده در قفس!

میرزا محمد تقی بهارنوبهار است، گل به بار است
ابر چشمم، ژاله‏بار است
اين قفس چون دلم تنگ‏وتار است
شعله فكن در قفس اى آه آتشين
دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اى تازه گل از اين
بيشتر كن، بيشتر كن
مرغ بيدل، شرح هجران،
مختصر، مختصر كن!

محمدتقي بهار شاعر، نويسنده، روزنامه‌نگار، سياستمدار و يکي از برجسته‌ترين شخصيت‌هاي ادبي اين مرز و بوم در سال 1304 قمري مقارن با 1265 شمسي در مشهد ديده به جهان گشود. او که فرزند ميرزا محمدکاظم متخلص به صبوري ملک‌الشعراي آستان قدس رضوي بود، ادبيات را نزد پدر آموخت و سپس به فراگيري ادبيات عرب از محضر استاد اديب نيشابوري همت گماشت. در هجده سالگي بعد از فوت پدر به فرمان مظفرالدين شاه قاجار ملک الشعراي آستان قدس رضوي شد. در دوران جواني براي برچيدن رژيم ديکتاتوري با ساير آزاديخواهان نهضت مشروطه همراه شد و اشعاري در اين زمينه سرود که در تهران و مشهد منتشر شد و با استقبال مشروطه خواهان رو به رو گشت. سال 1328 ه.ق پس از خلع محمدعلي شاه حزب دمکرات را در خراسان بنا نهاد و خود عضو کميته مرکزي آن گرديد.



چندي بعد روزنامه نوبهار را به عنوان ارگان و ناشر افکار حزب فوق در مشهد منتشر ساخت. در اين روزنامه مقالات تندي عليه دخالتهاي بيگانگان به ويژه دولت روسيه انتشار مي‌يافت که همين امر منجر به توفيق آن گرديد. اما بهار بلافاصله اقدام به انتشار روزنامه‌اي به نام تازه بهار نمود که آن نيز پس از 9 شماره تعطيل و بهار به همراه نه آزاديخواه ديگر از خراسان به تهران تبعيد شد. بهار پس از پايان تبعيد به مشهد بازگشت و دوباره روزنامه نوبهار را داير نمود.

بهار در سال 1332 ه.ق همزمان با آغاز جنگ جهاني اول، در انتخابات دوره سوم از سوي مردم درگز و کلات و سرخس به نمايندگي مجلس شوراي ملي انتخاب و راهي تهران گرديد. پس از شش ماه مخالفت، اعتبارنامه‌اش در مجلس به تصويب رسيد و شاعر جوان پا به عرصه مبارزات پارلماني گذاشت و انتشار دوره سوم نوبهار را در تهران آغاز نمود.

جنگ جهاني اول موجب تعطيلي مجلس شوراي ملي و پيش آمدن جريان مهاجرت گرديد. بهار به همراه گروهي از مهاجران از تهران به قم رفت ولي بر اثر واژگون شدن درشکه دستش شکست و ناگزير به تهران بازگشت و در نتيجه فشار سفيران روس و انگليس به دولت ايران، به بجنورد تبعيد و روزنامه‌اش نيز توقيف گرديد.

پس از شش ماه به تهران مراجعت کرد و انتشار روزنامه نوبهار را از سر گرفت. سال 1335 ه.ق بهار براي سه سال به عضويت کميته حزب دموکرات برگزيده شد و روزنامه فوق به علت موضع‌گيري تندش دوباره توقيف شد و ملک‌الشعرا به جاي آن، روزنامه زبان آزاد را منتشر نمود. يک سال بعد بهار انجمن ادبي دانشکده را بنيان نهاد و براي نشر آثار انجمن به انتشار مجله دانشکده پرداخت.

محمدتقي بهار در دوره‌هاي چهارم، پنجم، ششم و يازدهم به نمايندگي مجلس شوراي ملي انتخاب شد. در مجلس چهارم، همگام با سيد‌حسن مدرس به اکثريت مجلس پيوست و در مجلس پنجم در شمار اقليتي بود که مدرس رهبري آن را به عهده داشت. در مبارزات عمده سياسي از جمله مخالفت با جمهوري و استيضاح رضاخان رئيس الوزرا با مدرس همکاري مستقيم داشت.

بهار در دوستي و همگامي سياسي با مدرس بسيار ثابت قدم بود، چنانکه يک بار بر اثر اهانت حسين بهرامي نسبت به مدرس، استعفاي خود را تقديم رئيس مجلس کرد که مورد قبول واقع نشد. وي تا پايان دوره ششم مجلس از دوستي و همکاري با مدرس دست بر نداشت. در انتخابات دوره هفتم که عمال رضاشاه به زور و تهديد مانع از ورود مدرس و بهار به مجلس شدند ملک الشعرا قصيده‌اي گزنده خطاب به رضاشاه سرود.

پس از کودتاي 1299 ش بهار، به دست رضاخان مير پنج دستگير و سه ماه زنداني شد. سه سال بعد از کاشمر به نمايندگي مجلس برگزيده شد و اين مصادف بود با دوره‌اي که موضوع تغيير سلطنت مطرح گرديد. در آبان 1304 ش طرفداران رضاخان در مجلس، خلع احمد شاه، آخرين پادشاه قاجار را مطرح کردند که با مخالفت بهار رو‌به‌رو شد و وي سخنراني مبسوطي ايراد کرد که خوشايند طرفداران تغيير سلطنت واقع نگرديد. از اين رو در صدد کشتن بهار برآمدند ولي به جاي بهار شخصي به نام واعظ قزويني به قتل رسيد. سرانجام پادشاهي، از قاجار به رضا خان منتقل شد و بهار که اوضاع کشور را براي فعاليتهاي سياسي مساعد نمي‌ديد پس از پايان دوره ششم مجلس از سياست کناره گيري کرد و به پژوهش و مطالعه و کارهاي فرهنگي روي آورد و به تدريس در دارالمعلمين عالي مشغول گشت.

سال 1308 ش به مدت يک سال و سال 1311 به مدت پنج ماه زنداني شد و در سال 1312 به اصفهان تبعيد گشت. از سال 1320 مجدداً فعاليت‌هاي سياسي خود را از سر گرفت و روزنامه نوبهار را منتشر کرد. سال 1324 براي مدت کوتاهي در کابينه قوام‌السلطنه وزير فرهنگ شد و سه سال بعد بيمار شد و براي معالجه رهسپار اروپا گرديد اما درمان نشد و به ايران بازگشت و سرانجام در سال 1330 بر اثر بيماري سل درگذشت و در گورستان ظهيرالدوله شميران به خاک سپرده شد.

بهار داراي تأليفات بسياري است که مي‌توان به تاريخ احزاب سياسي و سبک شناسي درباره تحول نثر فارسي اشاره نمود. وي همچنين در تأليف و نگارش کتب دبيرستاني نيز مشارکت داشت. او در اواخر عمر رياست جمعيت ايراني هواداران صلح در تهران را نيز به عهده داشت.

منبع: موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (3 Votes)
Saturday, 24 October 2020
السبت, ۰۷ ربيع الأول ۱۴۴۲
شنبه, ۰۳ آبان ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.