شعر یا سرهم بندی جملات؟!

 

از بوی جوی مولیان رودکی تا میانمار هنوز مستعمره است قزوه

گویدا:رودکیگویدا : شعر و ادبیات در شکل گیری فرهنگ ها در همه ی جای دنیا همواره نقشی غیر قابل انکار داشته است. علاوه بر این شاعران و نویسندگان در طول سالیان متمادی با هنر خود سبب بقا و ماندگاری بسیاری از فرهنگ و خرده فرهنگ ها شده اند.

درگذشته ها که رادیو و تلویزیون وجود نداشت،شاعرها پیام های جامعه را منتقل  و یا ثبت می کردند. سرگرمی مردم شنیدن قصیده ها و غزل های زیبا و حکایت ها و مثنوی های شاعران بود.  و رباعی ها و دوبیتی ها زمزمه های زبان ها بود.نقال ها و پرده خوانها و حتی معرکه گیرها هنرشان نقل شعرها و واژه یندی های موزون و ادبی در قصه خوانی بود.آن روزها شاعران ارجمندترین هنرمندان بودندو اهمیتی که مردم و حکومت ها به آنان می دادند موجب تلاش هر چه بیشتر آنها در پدید آوردن آثار بهتر و باشکوهتر بود.

شعرها تا آنجا قوی بود که می توانست با ایجاد شور و هیجان در بین مردم موجب تغییر حکومت و یا انقلاب های مردمی شود. مثلا شعر« بوی جوی مولیان آید همی» را  رودکی برای بازگرداندن امیر بخارا که مدتها بوده قصد بازگشت از سفر به بخارا را نداشته است ، می سراید و امیر چنان تحت تاثیر شعر قرار می گیرد که با پای برهنه سریع سوار اسب شده قصد دیار خود می کند.

و یا ویکتور هوگو شاعر فرانسوی هنگامی که کشورش داشته توسط بیگانگان اشغال می شده است،شعری می سراید و از مردم می خواهد در مقابل دشمن بایستند و این شعر سبب پیروزی مردم فرانسه می شود.

از  نمونه های  امروزی این گونه شعرهای تاثیرگذار می توان به  شعر« ای لشکر صاحب زمان»که با صدای حاج صادق آهنگران در هشت سال دفاع مقدس خوانده می شد، اشاره کرد.

 اما متاسفانه این روزها در رسانه ها و بویزه سایت ها و وبلاگ ها شاهد آثاری به نام شعر هستیم که حتی بویی از شعر ندارند. آثاری که نه وزن دارند و نه قافیه ای درست و درمان. متاسفانه برخی از شاعران صاحب نام چون آقای قزوه هم رو به ساختن این گونه جمله ها آورده اند و نام آن را شعر نامیده اند.مثلا شعر که نه،جملاتی  را که آقای قزوه در اقدامی معنوی و قابل تحسین برای مسلمانان میانمار ساخته و سرهم بندی کرده اند چنین است:

    میانمار

 

هنوز مستعمره است

 

و آتش تهیه‌ این جنایت

 

هنوز از انگلستان و واشنگتن تدارک می‌شود

 

همیشه پای یک زن در میان است

 

زنی که از قاهره به تل آویو می‌رود

 

از تل آویو به کابل

 

و هر شب نقشه‌ کشتار را تدارک می‌بیند

 

فعالان صلح جهانی

 

برایش کف می‌زنند

 

پسر علی‌اف خوابش را می‌بیند

 

و شاه عربستان عکسش را کنار اجدادش گذاشته است

 

من نمی دانم چگونه می توان به آثار چنینی نام شعر داد. اگر منصفانه به این مثلا شعر دقت کنید می بینید که ایشان فقط فقط جملات را از خطی نوشتن جابه جا کرده و خط ها و سطرهای جملات را کوتاه و بزرگ کرده اند.

کاش لااقل شعر نیمایی می گفتند که وزنی و آهنگی داشته باشد.

از سابقه ی اساتیدی چون آقای قزوه  پیداست که اشان اگر وقت می گذاشتند می توانستند شعری بسیار زیبا در این زمینه بسرایند . ولی افسوس که با کاهلی به چنین جملاتی نام شعر داده اند.

 متاسفانه شاعران جوان دیگری هم با دیدن چنین آثاری الگو برداری غلط می کنند و زیبایی و هنرنمایی  ادبیات و شعر فارسی را زیر سوال می برند.

شاعر اگر فقط و فقط یک مصرع بسراید ولی زیبا و ماندگار بسراید بهتر از این است که چنین جملاتی سرهم بندی کند و آبروی شعر و شاعری را ببرد.متاسفانه این گونه جمله بندی ها با نام شعر نشانه ی کم حوصلگی و کاهلی و تنبلی  و یا عدم توانایی شاعر در ساختن شعرهای هنرمندانه و زیباست. سرودن و چاپ و نشر این گونه آثار سبب می شود نسل جوان امروز و نسل های آینده دچار بدذائقگی در  ادبیات شوند و از ادبیات واقعی و قوی و هنرمندانه چیزی درک نکنند. امیدوارم دوستان شاعر  با دقت و حوصله آثاری قوی از خود به یادگار بگذارند.

رحمان زارع

 

 

4.7222222222222 1 1 1 1 1 Rating 4.72 (18 Votes)
Wednesday, 02 December 2020
الأربعاء, ۱۶ ربيع الثاني ۱۴۴۲
چهارشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.