غروب جمعه

             

شنبه ی شیراز از دروازه قرآن که وارد می شود
از آب رکنی لبی تر می کند و یکشنبه را در آستانه به نیاز می نشیند


دوشنبه تفالی به حافظ می زند و فیض روح قدسی از صدای سخن عشق می چیند
پسین سه شنبه قدمی در گلستان بوستان ارم می زند و دامنی از عطر بهار نارنج های دلگشا می چیند
چهارشنبه را به زیارت شاهچراغ علیه السلام می رود و در کنار حوض آسمانی و پرشده از گنبد آبی ،شمعی برای لاله های گلزار پنجشنبه روشن می کند.
شب جمعه که می شود ؛دلش پرکشان با کبوترهای حرم،سراغ کسی می رود که ز مسیحا نفسی به فریاد رسی می آید؛
و همه امیدش این است که ظهر جمعه نماز عشق را به او اقتدا کند.
خدا کند این بار غروب جمعه گرفته و دلتنگ نباشد..


نویسنده ی متن ادبی:رحمان زارع
 

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (8 Votes)
Monday, 21 September 2020
الإثنين, ۰۳ صَفر ۱۴۴۲
دوشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۹

Please publish modules in offcanvas position.