حال سینما آشفته است،نمی شود یک میلیارد داد!

جعفردهقانجعفر دهقان حادثه‌ای که برای اتوبوسی که قرار بود او سوارش باشد را توضیح داد و گفت: وقتی من به تهران رسیدم متوجه شدم که اتوبوس ساعت 6 در جاده کرج چپ کرده است و همه مسافران را به بیمارستان منتقل کرده بودند. پاهایم لرزید که خدایا چه حکمتی در این اتفاق بود.

جعفر دهقان، از بازیگران با تجربه سینما و تلویزیون است که حضورش در سریال «یوسف پیامبر(ص)» خاطره‌انگیز است. او این روزها در مجموعه «معمای شاه» حضور دارد و در فیلم «عبور از مه» بازی کرده است. دهقان از جمله بازیگران دفاع مقدس است که در فیلم‌هایی چون «یاس‌های وحشی» و «شیرهای جوان» از حرکات رزمی نیز استفاده کرده است. دهقان برای بازی در فیلم «حماسه‌ مجنون» توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد را به دست آورد. گفتگوی نوروزی خبرنگار «نامه» را با جعفر دهقان در ادامه بخوانید:



نوروز سر فیلمبرداری هستید یا استراحت می‌کنید؟

فعلا سر کار «معمای شاه» هستیم و نمی‌دانم ایام نوروز هم درگیر این پروژه باشم یا خیر.


برنامه‌ای برای سفر ندارید؟

خیر. برنامه‌ای ندارم.


و اگر قصد سفر کنید، کجا را ترجیح می‌دهید؟

با وسیله شخصی می‌روم شمال. خانه‌ای اجاره می‌کنیم و خوش می‌گذرانیم.


برای پذیرایی از مهمان‌هایتان، پسته هم می‌گذارید؟

از پیامک‌های تحریم آجیل و پسته خیلی برای من آمده است. اما هر جور که فکر می‌کنیم می‌بینیم که نمی‌شود. سنتی است که از قدیم بوده و برای گران شدن پسته نمی‌توان آجیل را از پذیرایی عید حذف کرد. اگر شده کم، باز هم می‌خریم.


اگر مهمانی پسته‌ را جدا کند و بخورد، چه می‌کنید؟

شاید به طنز و شوخی به او بگویم که پسته گران است و نخور. اما در نهایت نوش جانشان، هر چقدر هم دوست دارید بخورید. عید است. بعد از یک سال به خانه‌تان می‌آید، بگذارید هر چه می‌خواهند بخورند. اگر پسته‌ها ر ا تمام کردند، باز هم می‌خریم. اگر پولش را هم نداشته باشیم، قرض می‌کنیم و برایشان پسته هم می‌گذاریم. از نوع مرغوب هم آجیل می‌گذاریم.


به سوال «چه خبر» و «دیگه چه خبر» چه پاسخی می‌دهید؟

خبر از چی. اگر خبر سلامتی می‌خواهند که سالمیم و خدا را شکر، زندگی می‌کنیم. اما اگر خبر خاصی مدنظرشان است و درباره کار می‌خواهند بدانند که باید کامل توضیح دهیم.


از حواشی سینما هم سوال می‌کنند؟

خیلی زیاد. فکر می‌کنند منبع موثق خبرهای حاشیه‌ای ما هستیم و از ما سوال می‌کنند. مثلا درباره یک کارگردان یا بازیگری که همدیگر را خیلی هم نمی‌شناسیم سوال می‌کنند و فکر می‌کنند چون هم‌صنف ما است باید اطلاعات داشته باشیم. وقتی هم می‌گویم باور کنید خبر ندارم، می‌گویند مگر می‌شود تو ندانی. برفرض اگر در پروژه‌ای هم با آن فرد همراه بوده باشم، دلیلی ندارد که از زندگی خصوصی او خبر بگیرم.


سوال عجیبی ازتان پرسیده‌اند که ذهنتان را درگیر کرده باشد؟

می‌گویند فلان بازیگر یک میلیارد گرفته است، راست است؟ می‌گویم برای یک فیلم سینمایی که قرار است ساخته شود نهایت 600 میلیون تومان هزینه می‌شود، چطور ممکن است یک میلیارد بازیگرش دستمزد بگیرد. اگر خودشان هم فکر می‌کنند می‌بینند که معقول نیست. در سینمایی که حالش آشفته است چطور می‌توان یک میلیارد به یک بازیگر داد.


پس به همه سوال‌ها جواب می‌دهید؟

به یک سری می‌توانم جواب دهم و توضیح می‌دهم و سعی می‌کنم آن فرد را قانع کنم، اما یک سری سوال‌ها هم آدم را ناراحت می‌کند. راجع به مسائل شخصی و خانوادگی بازیگر‌ها سوال می‌کنند که نمی‌دانیم چه بگوییم. حتی اگر آن اتفاق هم افتاده باشد، نباید جواب داد.


از سوال‌ مهمان‌ها که بگذریم، برنامه خواندن کتاب یا دیدن فیلم هم دارید؟

عروسی‌ها شهرستان است و فرصت این کارها را ندارم. کتاب نه، اما اگر فرصت داشته باشم فیلم می‌بینم.


عید دیدنی هم می‌روید؟

خانه چند دوست قدیمی و صمیمی و چند بزرگ‌تر فامیل می‌روم. ممکن است تلفنی بزنم و صحبت کنم. خیلی اهل عیددیدنی رفتن نیستم. اما در خانه‌مان باز است و مهمان زیاد به خانه‌مان می‌آید. هر چه باشد من در میان برادر و خواهرها بزرگ‌تر هستم و بدون اغراق اگر بخواهم بگویم، گاهی فرصت نمی‌شود که به مهمانی برویم. شاید از ساعت 11 صبح مهمان می‌آید و من اگر بخواهم جایی بروم باید ساعت 9 و 10 شب بروم.


عیدی چه می‌دهید؟

من فقط برای همسرم کادو می‌خرم. برای فرزندانم و مهمان‌ها هم یک مقدار اسکانس میان قرآن می‌گذارم و از همان عیدی می‌دهم.


چند فرزند دارید؟

دو فرزند دارم؛ یک پسر و دختر. هر دو ازدواج کردند.


نوه دارید؟

نه هنوز. فعلا همه دانشجو هستند و درس می‌خوانند.


بهترین عیدی که گرفتید چه بوده؟

در تهران دوران کودکی من، همه اسکانس دو تومانی به هم عیدی می‌دادند. یک بار عمه من، تخم‌مرغ رنگی عیدی داد. خیلی از گرفتن تخم‌مرغ ذوق کرده بودم اما باز می‌گفتم عیدی من کو؟ عمه می‌گفت همین عیدی است. می‌گفتم این را که می‌خورند، پول را می‌توان خرج کرد، پولم کو؟ (می‌خندد)


شیرین‌ترین اتفاقی که سال 91 برایتان افتاده است؟

اتفاق خاصی که برایم تازگی داشته باشد، نیفتاده


تلخ‌ترین حادثه سال 91؟

چیزی که ذهن من را به خود مشغول کرده در آخرین روزهای سال 91 افتاد. بر سر پروژه «عبور از مه» در پارس‌آباد مغان بودم که قرار بود ساعت 6 عصر به سمت تهران حرکت کنیم. بچه‌های ارشاد و تئاتر گفتند که مراسم جشن دارند و اگر ممکن است ما با اتوبوس ساعت 8 شب حرکت کنیم. ما برای جشن ماندیم و وقتی من به تهران رسیدم متوجه شدم که اتوبوس ساعت 6 در جاده کرج چپ کرده است و همه مسافران را به بیمارستان منتقل کرده بودند. پاهایم لرزید که خدایا چه حکمتی در این اتفاق بود.


برای سال 92 چه آرزویی دارید؟

بهترین آرزوی من این بوده که خانواده‌ ایرانی‌ها همیشه سالم و تندرست باشند و بدون مشکل و مسئله‌ای روزگار را بگذارنند و همیشه خنده روی لبانشان باشد. امیدوارم همه هموطنان در آرامش کامل به سر ببرند و در سال 92 از گرانی، تورم و مسائل اینچنینی خبری نباشد. اینکه یک سری نتوانند عید را بگذرانند و گروهی بیش از اندازه داشته باشند، آدم را شرمنده می‌کند. مسئولان باید فکر کنند تا با تورم مقابله شود. با عیدی و پاداش مشکلات حل نمی‌شود چرا که همین که مقداری پاداش می‌دهند آدم‌ها خدانشناس قیمت‌ها را چند برابر می‌کنند. پول ما ریال است، ولی وقتی قیمت اجناسی که که مثلا در فاکتور بیمارستان درج شده را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که براساس دلار است. ایشالله که این اتفاق‌ها نیفتد.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (5 Votes)
Thursday, 18 July 2024
الخميس, ۱۱ محرّم ۱۴۴۶
پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۴۰۳

Please publish modules in offcanvas position.