اشکال از ماست ؛آقای رسانه شما راحت باش!

سریال های تلویزیونسلام آقاي مسئول رسانه‌ي ملي! قصد اطاله‌ي اوقات ارزشمند شما را ندارم! مي‌دانم كه اين روزها سر شما بيش از هر وقت ديگري شلوغ است. خب به هر حال بايد صداوسيما را در اين ايام طوري اداره كنيد كه شور انتخاباتي در سراسر مملكت طنين‌انداز شود و ظاهراً از همين روست كه «محسن حاجيلو» بار ديگر با اسلوب منحصر به فرد خود در برنامه‌سازي به رسانه‌ي ملي بازمي‌گردد و فرياد مي‌زند «من ايراني‌ام!»؛ چنان فريادي كه هر آينه انسان را به رأي دادن وامي‌دارد! ايضاً مي‌دانم كه يكي از وظايف شما هم در اين برهه‌ي زماني، پخش برنامه‌هاي طنز است. براي آنكه خاطر مشوش مردم از تورم خسته و از بحث‌هاي انتخاباتي سردرگم را كمي آرام كنيد؛ به هر حال خسته نباشيد!


اما غرض از اين سلام چيز ديگري بود كه كمي با جملات پاياني بند فوق مرتبط است. همين «برنامه‌هاي طنز» را مي‌گويم. چندي است كه در جهت همين آرامش‌بخشي به عموم جامعه و رقم زدن اوقات خوش براي مردم، همزمان دو شبكه‌ي محترم ديجيتال -كه از بدو تأسيس، صداوسيما را به قول دوستان از حالت سوپرماركتي خارج كرده‌اند- مشغول پخش سريال طنزي به نام «ساختمان پزشكان» هستند كه پيش از آن باعث اعتراض برخي از «دستگاه‌هاي عالي كشور» شده بود و البته شما در جلسه تقدير از اين سريال، سينه را ستبر كرديد و رو به «پيمان قاسم‌خاني» گفتيد: «من از اين سريال در عالي‌ترين دستگاه‌هاي كشور دفاع كردم.» و البته ما هم حدس مي‌زديم كه عالي‌ترين دستگاه‌ كشور كه مسئولين صداوسيما تنها موظف به پاسخ‌گويي به آن هستند، كجاست. بگذريم آقاي مسئول رسانه‌ي ملي!

از آنجا كه قبلاً از ساحت همين رسانه به رقابت عجيب دو شبكه بر سر پخش اين سريال اعتراض كرده بوديم (اينجا)، ديگر قصد نداشتيم در اين آشفته‌بازار سياست قلمي در اين حوزه بزنيم. ولي... آقاي مسئول رسانه‌ي ملي! شما را نمي‌دانم، اما براي ما ديشب شب خوبي نبود! چرا كه پاي رسانه‌ي ملي، از خود و خانواده‌ي خود شرمگين شديم و حسي كه معمولاً در سينما به ما دست مي‌داد، اين بار پاي رسانه‌ي ملي تجربه كرديم. گرچه مي‌دانم كه شما در حين خواندن اين سطور، به اين فكر مي‌كنيد كه ما به دلايل سياسي شما را نقد مي‌كنيم و مثلاً قصدمان فلان است و بهمان، اما باشد! اگر با همين پيش‌فرض هم اين مطالب را بخوانيد –كه فكر مي‌كنم مي‌خوانيد- ايرادي ندارد. باشد كه درددل ما سياسيون نق‌نقو را هم بشنويد.

نمي‌خواستم مكشوف بگويم، اما چاره نيست. سياسي هستيم ديگر! آقاي مسئول رسانه‌ي ملي! شما را نمي‌دانم، ولي ما وقتي ديشب روي صفحه‌ي تلويزيون و به اسم شوخي و طنز، مردي را ديديم كه فكر مي‌كرد پيرمردي او را به خانه‌اش آورده تا... (بگذريم!) احساس شرم كرديم. وقتي پيرمردي جلوي مرد ديگري كه به دلايلي غير قابل ذكر مرعوب شده بود، لحاف تشك پهن كرد و از او با اشاره خواست تا روي آن بخوابد، پيش خانواده‌ي خود شرمنده شديم. وقتي مرد مرعوب شده از پيرمرد پرسيد، «زيپي ديگه؟» كفري شديم. خب! شايد بگوييد چرا شبكه را عوض نكرديد! اما به نظر شما بايد چه مي‌كرديم؟ مي‌رفتيم سراغ ماهواره؟ يا اينكه مي‌زديم «آي‌فيلم» و دوباره «ساختمان پزشكان» را تماشا مي‌كرديم؟ يا شايد هم ديگر شبكه‌ها كه معمولاً هيچ چيز قابل ذكري براي تماشا كردن ندارند!



آقاي مسئول رسانه‌ي ملي! تا ديشب فكر مي‌كردم كه حالا كه «ساختمان پزشكان» را دوبار دوبار پخش مي‌كنيد، فارغ از اينكه اين سريال چه سبكي از زندگي را ترويج مي‏كند، لااقل قسمت‌هايي را كه اعتراض به آن تواتر داشته را حذف مي‌كنيد. فكر مي‌كردم شما هم از شوخي رابطه‌ي شهوت آلود دو مرد با هم ناراحت مي‌شويد. اما حالا منتظرم آن قسمتي از مجموعه‌ي «ساختمان پزشكان» را كه مردي –البته با حالات غيرمردانه- عاشق «دكتر نيما افشار» مي‌شود و حتي مي‌خواهد دست او را ببوسد، هم پخش شود، بي‌آنكه كسي اعتراض كند! بالاخره براي ما سياسي‌ها اين روزها سياست مهم‌تر است و كسي به رسانه‌ي ملي اعتراض نمي‌كند تا شايد خدايي ناكرده آقاي رئيس از آنتن نامزد فلان جناح كم كند! اما چه كنيم آقاي مسئول رسانه‌ي ملي! كه ما از ديدن چنين چيزي پيش خانواده‌ي خود انصافاً خجالت مي‌كشيم!

آقاي مسئول رسانه‌ي ملي! شما كه سياسي نيستيد، شما كه فردي اخلاقي هستيد، شما چرا از ديدن برخي صحنه‌ها ناراحت نمي‌شويد؟ يادم هست كه در همان جلسه‌ي معروف تقدير از اين سريال گفته بوديد: «ما در عالي‌ترين دستگاه‌هاي کشور از کار شما دفاع کرديم. حتي بعضي مواقع باعث سوءتفاهم مي‌شد و مي‌گفتند اين سريال سبک سريال غربي هست؛ خانواده را نابود مي‌کند، خانواده‌اي در آن ديده نمي‌شود و... ما هم در مقام توضيح برمي‌آمديم و مي‌گفتيم آيا شما در جامعه اين مسائل را نمي‌بينيد؟ در روزنامه‌ها بعضي از مسائل را نمي‌خوانيد؟ يکي از دلايلي که باعث شد اين سريال موفق باشد، تصويرسازي بعضي پنهان‌کاري‌ها در خانواده بود که شما زيرکانه آنها را به نمايش گذاشتيد.»

آقاي مسئول رسانه‌ي ملي! هر چه فكر مي‌كنم، معني اين جمله‌ي عميق شما را نمي‌فهمم: « آيا شما در جامعه اين مسائل را نمي‌بينيد؟ در روزنامه‌ها بعضي از مسائل را نمي‌خوانيد؟» واقعيت ما آنچه را كه در «ساختمان پزشكان» بود، تا به حال در جامعه نديده‌ايم و در روزنامه نخوانده‌ايم. ما تا به حال، در جامعه نديده‌ايم و در روزنامه نخوانده‌ايم كه مردي صبح بي‌اجازه به خانه‌ي برادرش وارد شود و به همسر برادرش كه در خواب است، از فاصله‌ي چند سانتي‌متري چند دقيقه‌اي خيره شود تا او را بيدار كند. ما تا به حال، در جامعه نديده‌ايم و در روزنامه نخوانده‌ايم كه مردي وارد خانه‌اش شود و برادرش را با همسرش تنها در خانه بيابد كه با هم گل مي‌گويند و گل مي‌شنوند و از اين خلوت همسر و برادرش با هم خوشحال شود. ما تا به حال در جامعه نديده‌ايم و در روزنامه نخوانده‌ايم كه اعضاي يك خانواده در حضور هم بر سر اينكه ماساژور زن كدام يك از انها را ماساژ دهد، رقابت كنند. ما تا به حال در جامعه نديده‌ايم و در روزنامه نخوانده‌ايم كه مردي جلوي خانواده‌ي مرد ديگري به او اظهار عشق كند و خواستار بوسيدن دست اين مرد و گذاشتن سرش روي شانه‌ي او شود. آقاي مسئول رسانه‌ي ملي! اگر شما چنين چيزهايي را ديده‌ايد و خوانده‌ايد، بسم‌الله! چنانكه يك بار اهداف سريال‌هاي ماه مبارك رمضان را منتشر كرديد و مايه‌ي شادي ملت روزه‌دار شديد، منت نهاده منابع اين يكي را هم به انتشار عمومي بگذاريد.

راستي! اگر قرار است هر چه را كه در جامعه هست و در روزنامه‌ها مي‌نويسند، رسانه‌اي كنيد، لطفاً به اين موضوع هم اشاره‌اي بفرماييد كه اين روزها عده‌اي –كه شوربختانه آماري از آنها موجود نيست- ديگر رسانه‌ي ملي را تماشا نمي‌كنند و تماشاي حرم‌سراي سلطان عثماني را ترجيح مي‌دهند. لطفا اين را هم بگوييد كه امروز رسانه‌ي ملي بيش از هر وقت ديگري منتقد دارد و بيشتر منتقدان رسانه‌ي ملي هم، نه از قشر روشنفكر كه اتفاقاً از ميان حزب‌اللهي‌ها هستند. ايضاً لطف كنيد و اين را بگوييد كه آمار بينندگان مجموعه‌هاي تلويزيوني رسانه‌ي ملي به پايين‌ترين حد خود در تمام اين سال‌ها رسيده است. آيا اين‌ها را در جامعه نمي‌بينيد و در روزنامه نمي‌خوانيد؟



بگذريم آقاي مسئول رسانه‌ي ملي! اين روزها خنديدن مردم اهميت بيشتري دارد! حتي اگر قرار باشد به علاقه‌ي آميخته به عشق مردان به هم بخنديم. راهبرد رسانه‌ي ملي فعلاً بر اين است كه مردم بخندند و هر كس كه به محتواي اين برنامه‌هاي خنده‌دار اشاره كند، مي‌شود متحجر خشك مغز طالباني مسلك ضد مردم! همان‌هايي كه آقاي ضرغامي هميشه در سخنراني‌هايش به عنوان مشت نمونه‌ي خروار منتقدان بي‌شعورش به آنها اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «برخي معترضند كه چرا مجري اخبار بايد زن باشد!» خب! آقاي ضرغامي دوست دارد منتقدانش را اين طور جلوه دهد. شما هم باشيد از بين منتقدي كه مي‌گويد چرا صداوسيماي جمهوري اسلامي مروج هم‌جنس بازي شده، چرا صداوسيماي جمهوري اسلامي در قبال سريال‌هاي مسئله‌دار به دستگاه‌هاي عالي نظام ده‌كجي مي‌كند، چرا صداوسيماي جمهوري اسلامي به منويات مقام معظم رهبري و حضرت امام (ره) بي‌توجه است، و كسي كه مي‌گويد «چرا بايد مجري اخبار زن باشد؟» انتقاد او را براي نقل در محافل استفاده مي‌كنيد تا مثلاً بگوييد ببينيد من چه منتقدان بي‌شعوري دارم؟ ببينيد با چه كساني شده‌ايم هفتاد ميليون؟

بگذريم آقا مسئول رسانه‌ي ملي! اين روزها هم مي‌گذرد. اصلاً فكر مي‌كنم اشكال از ما و خانواده‌هايي است كه با ديدن اين قبيل چيزهاي رايج در جامعه، خجالت مي‌كشند. اشكال از ما و خانواده‌هايي است كه وقتي كودك‌شان با ديدن صحنه‌هاي فوق از آنها مي‌پرسد: «راستي! چرا آن مرد از ديدن لحاف تشك روي زمين پهن شده شوكه شد؟» اعضاي خانواده سرخ مي‌شوند. اشكال از گيرنده است نه از فرستنده.

بگذريم آقا مسئول رسانه‌ي ملي! اين روزها هم مي‌گذرد. ولي يك جايي هست كه آدم‌ها بايد پاسخ‌گوي آنچه كردند، باشند. آنجا ديگر وقتي از آقاي مسئول رسانه‌ي ملي سوال مي‌پرسند كه چرا «هم‌جنس‌بازي» را در تلويزيون اسلامي ترويج كرديد، نگران اين نيستند كه نكند آنتن را از انها بگيرند. آنجا بابت همه‌ي قطره‌هاي شرم روي پيشاني خانواده‌هاي غيرتمند آدم‌ها را بازخواست مي‌كنند
...

منبع:رجا

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (1 Vote)
Thursday, 29 September 2022
الخميس, ۰۳ ربيع الأول ۱۴۴۴
پنجشنبه, ۰۷ مهر ۱۴۰۱

Please publish modules in offcanvas position.