سینمای وحشت در ژاپن

وحشتگروه فرهنگی گویدا / پس از انتشار فیلم حلقه در سال 1998 سینمای وحشت ژاپن به نحو چشمگیری مورد توجه قرار گرفت. پیش از سال 1998 دانش غربی از این جنبه سینمای ژاپن محدود به تعداد اندکی اثر قابل توجه مثل کوایدان اثر ماساکی کوبایاشی بود که در سال 1964 نامزد اسکار شد و همچنین جایزه ویژه ای از هیئت منصفه فستیوال فیلم کن برد. این شرایط سبب شد تا گمان بر این رود که بین سال 1960 تا انتشار فیلم حلقه ژانر وحشت در سینمای ژاپن ساکن و بی تحرک است، با این اوصاف با وجود کمترین فعالیت این ژانر در دهه 70 فعالیتهای زیادی در این ژانر صورت گرفت.

بسیاری از آثار ابتدایی سینمای وحشت ژاپن بر اساس داستانهای قدیمی بنا شده اند که در دوره ادو( 1865-1603) نوشته شده است و اغلب این داستانها در کابوکی( گونه ای از تئاتر سنتی ژاپن) بازی میشدند.

 

طراحی از نمایش کابوکی

سبک استحکام یافته کابوکی معروفترین شکل سرگرمی در دوره ادو بود و اکثر داستانهای معروف به میزان قابل توجهی در قرن بیستم نیز وارد شد و فراهم کننده منبعی آشکار از مواد فیلم سازی قدیمی ترین فیلم سازان شد.

در میان معروفترین این داستانها یوتسویا کایدان بود که داستان سامورایی بی پولی را تعریف می کرد که همسر خود را وادار به خودکشی کرده تا بتواند با زنی ثروتمند ازدواج کند عاقبت پس از این امر روح همسرش او را تعقیب میکند. این داستان نشان دهنده بسیاری از خصایص مرسوم فیلمهای با داستان روح یا همان کایدان(که همان کوایدان میباشد که از دو قسمت تشکیل شده کای به معنای عجیب و مرموز و دان به معنای گفتن میباشد) میباشد از آن جمله میتوان به قتل، خیانت و انتقام از انسوی قبرها که اغلب به دست روح انتقامجو انجام میشود نام برد. از یاتسویا کایدان (یاتسویا کایدان عنوان داستانی با موضوع روح با خصایص فوق الذکر است که در سال 1825 توسط تسورویا نانبوکو جهت اجرا در کابوکی نوشته شد) در سال 1912 فیلمی ساخته شد و پس از آن بیش از 20 فیلم در این زمینه ساخته شد؛ یکی از جدیدترین این گونه
توسط کینجی فوکوساکا کارگردانی شد. 

گونه های دیگر مضامین با رنگ اخلاقی کمتری بودند مثل بوتاندورو (بوتاندورو فیلمهایی با موضوع روح و اشباح هستند که خصیصه عاشقانه، رمانتیک و شهوانی را توام دارند) این داستانها بر مبنای این تم بودند که فردی رابطه جنسی با با زنی برقرار میکند سپس مشخص میگردد که آن زن روح بوده است. این تم هم بسیار در فیلمسازی مورد توجه قرار گرفت. ابتدایی ترین این گونه ها در سال 1910 ساخته شد اما نمونه های معاصر آن نیز به حیات خود ادامه دادند؛ در سال 1988 فیلمی معروف با عنوان (Ijintachi tono natsu) به معنای تابستان میان زامبیها توسط ابایاشی ساخته شد و این قسم به عنوان گونه ای محبوب به حیات خود ادامه داد.

طراحی بر اساس کایدان

شروع جنگ و شکست ناگهانی ژاپن تاثیری اساسی بر سینمای ملی گذاشت اما در سالهای اشغال متفقین شاهد یک بازسازی در روحیه مردم بودیم . اما نیروهای اشغال گر به موضوعاتی که یاداور ژاپن فئودال و از آن جمله موضوعاتی با عنوان روح بود روی خوشی نشان نمیدادند. به این دلیل فیلمسازان ژاپنی شروع به کاوش در ژانرهای دیگر کردند که از آن جمله میتوان به فیلم مرد نامرئی ظاهر میشود(1949) و پنگال آهن(1951 ) از شینسی آداچی اشاره کرد. فیلم اولی بازسازی نسبی از سری های جهانی مرد نامرئی بود در حالی که پنگال آهن دربرگیرنده عناصری از فیلمهای دکتر جکیل و مستر هاید و کینگ کنگ در (1933) و مرد گرگ نما (1940) با یک ترکیب سرگرم کننده عجیب بود.

حتی پس از پایان اشغال فیلمهای غربی همچنان به عنوان منبع الهام بودند. فیلم ایتالیایی ماریو باوا و معاصرانش در فیلم روح گوژپشت هاجیمه ساتو بازسازی شد(1965) و میچیو یاماموتا توجه خود را به سری فیلمهای چکش دراکولا معطوف کرد و بر اساس آن سه فیلم میراث دراکولا (1970)، دریاچه دراکولا(1971) و شیطان دراکولا (1974) را ساخت.

موفقیت فیلم گودزیلا ایشیرو هوندا (1954) که خود برگرفته از فیلم وحشی در عمق 20000 فاتومی( واحد عمق پیمایی دریایی) ساخته ایگوین لوری بود ثابت کرد که فیلمهای سینمای عامه ژاپن در دهه های 50 و 60 میلادی گرایشی شدید به سمت فیلمهای علمی و تخیلی دارد ...
پایان اشغال ژاپن به فیلمسازان ژاپنی این اجازه را داد که به سوی داستانهای سنتی بازگردند، داستانهایی که پیش از دوران جنگ حامی و الهام بخش سینمای وحشت ژاپن بودند. این رویداد دریچه ای به سوی دورانی طلایی بود. بسیاری از فیلمهای کلاسیک در این دوران مثل "اوگتسو مونوگاتاری" از کنجی میزوگوچی که داستان حرص و جاه طلبی است (با همان مضمون بوتاندورو) اکنون به عنوان یکی از بهترین فیلمهای ژاپنی که تا کنون ساخته شده است در نظر گرفته میشود.

نقطه عطفی در این دوران نوبو ناکاگاوا، کارگردان کارآزموده ای است که در خلال سالهای 1950 تا 1960 مجموعه ای از فیلمهای وحشتناک را برای شینتوهو( شینتوهو استودیوی ساخت فیلم در ژاپن میباشد که در دوران طلایی سینمای ژاپن یکی از بزرگترین استودیوها بود) ساخت.گرچه، شناخته شده ترین نمونه کارگردانی شده این کارگردان بر اساس یاتسویا کایدان، فیلم ساخته 1959 "توکایدو یوتسویا کایدان" میباشد وسایر کارهای او از جذابیت کمتری برخوردار هستند.

داستان دیگر دوره ادو الهام بخش ناکاگاوا برای فیلم " کایدان کاسانه گا فوچی" شد این اثر از تاریک ترین و هراس انگیز ترین داستانهای با موضوع روح در ژاپن میباشد، این فیلم داستان یک سامورایی است که ماساژدهنده کوری را به قتل میرساند و پس از آن مورد خشم پس از مرگ قربانی خود قرار میگیرد. بیست سال بعد پسر سامورایی قاتل، نامزد معلم مدرسه ای میشود. بر حسب اتفاق معلم، دختر ماساژور مقتولی است که سالها پیش کشته شده بود و سرنوشت پسر سامورایی بازتاب سرنوشت پدرش میشود.

گرچه داستانهای روح این دوره اغلب عالی هستند اما بهترین فیلم ناکاگاوا فیلم کمتر دیده شده جیگوکو(به معنای جهنم-Jigoku) میباشد، فیلمی با مضمون اخلاقی که در سال 1960 انتشار یافت اما متاسفانه این فیلم در جریان فروپاشی استودیوی شینتوهو گم شد.

از سال 1960 به بعد فیلمسازان ژاپنی شروع به اضافه کردن چاشنی سکس و خشونت به داستانهای وحشتناک دوره خود کردند. "انیبابا" اثر کانتو شیندو عناصر ماوراء طبیعی را به نفع عناصر شهوانی کاهش داد. نتیجه اش فیلم قدرتمندی بود که برتری خود را سطوح مختلف نشان داد. ظهور (pinku eiga) - که شاخه ای از فیلمهای رده بزرگسالان با صحنه های جنسی میباشد- ژانر وحشت را با داستانهایی شبیه بوتاندرو(بوتاندورو فیلمهایی با موضوع روح و اشباح هستند که خصیصه عاشقانه، رمانتیک و شهوانی را توام دارند) تحت تاثیر قرار داد این قالب - یعنی بوتاندورو - کاملاً مناسب اقتباسهای (pinku eiga) با صحنه های جنسی بودند به عنوان نمونه ای بارز میتوان به "عشق جهنمی" اثر چوسی سون در سال1972 اشاره کرد.

نمونه ای دیگر فیلم " Horrors of Malformed Men" اثر ترو ایشی میباشد . این اثر بعد از ساختش مدتها در دسترس نبود و جدیداً(سال 2007) این فیلم در آمریکا منتشر شده است. این فیلم ترکیبی از دامهای مافوق طبیعی ارواح با خودنمایی جلوه های عجیب و مرموز - که احتمالاً تحت تاثیر فیلم "freaks" ساخته تود برونینگ در سال 1932 بوده است- بعلاوه اقتباسی از کارآگاه معروف و باهوش یعنی آکچی که این کاراکتر زاده ذهن ادوگاوا رامپو بود، میباشد. به مانند فیلم جیگوکو فیلم" Horrors of Malformed Men"نیز سرشار از دگرگونی های بدن آدمی -مثل قطع عضو - میباشد. این تم در واقع به تم حاکم بر فضای بعد ازجنگ سینمای داخلی ژاپن تبدیل شده بود.

انحطاط سینمای ژاپن در اوایل دهه 70 تاثیری شدید بر سینمای وحشت بومی ژاپن داشت که تا اواسط این دهه به پایین ترین سطح خود نزول یافته بود. با این حال فرم و قالب متداول کاملاً ناپدید نشد و آثار باارزش اندکی ساخته شد. نمونه هایی از این اثار با ارزش باز سازی فیلم جیگوکو توسط تاتسومی کوماشیرو بود (همچنین سومین بازسازی این فیلم توسط تورو ایشی در سال 1999 با عنوان امریکایی یک جهنم ژاپنی کارگردانی شد). بر همین منوال دیگر اثار با الهام از گذشته ساخته میشدند. علیرغم چنین فضایی فیلم " house" اثر نوبوهیکو اوبایاشی در سال 1977 به شدت مدرن و رو به جلو بود این فیلم که داستان خانه ای تسخیر شده میباشد از بسیاری از تکنیکهای دوربین و فیلمبرداری بهره میگیرد که این امر برگرفته از تجربه کارگردان در تبلیغات تلوزیونی بوده است. به خاطر تمام جلوه های پر زرق و برق، فیلم خانه فیلمی ذاتاً ترسناک و به شدت زیرکانه میباشد که در آن جنبه های روانشناسی بلوغ جنسی و دوران نوجوانی نقشی کلیدی بازی میکند.


اوبایاشی برای فیلم وحشتناک بعدی خود یعنی " natsu Ijintachi tono " که در سال 1988 ساخته شد سبک بوتاندورو را به سبک فیلمهای توکیوی معاصر پیوند داد. در این فیلم هارادا فیلمنامه نویس میانسال طلاق گرفته ای میباشد که رابطه ای جدید را با همسایه خود آغاز میکند. او با زوجی روبرو میشود که ادعا میکنند که والدینش(که او فکر میکرد سالها پیش مرده اند) میباشند؛ هارادا علیرغم بی توجهی اولیه اش بعدها کم‌کم به این باور می رسد که آنها والدین واقعی او هستند. گرچه هارادا اوایل، از بودن دوباره با آنها بسیار لذت می‌برد، اما شبی که ملاقات او با والدینش قطع شد- به این دلیل که آنها حقیقتاً مرده بودند و روح آنها بود که با او در ارتباط بود- او بسیار از لحاظ روحی آسیب دید و دچار پیری زود رس شد.

فیلم "natsu Ijintachi tono "جوایز متعددی را در ژاپن متعلق به خود کرد اما در خارج از ژاپن به جز نمایشی در تلویزیون انگلستان کاملاً ناشناخته ماند.

دهه 1980 نیز موجی با شدت کم از خشونت و خصایص سینمای وحشت را شاهد بود. بهترین آثار این دهه یدون شک " Evil Dead Trap " اثر توشی هارو ایکدا میباشد که در سال 1988 ساخته شد. این فیلم باب روز و اسلشری وحشتناک در مورد کارمند تلویزیونی بود که خود را در پایگاه نظامی رها شده ای یافته بود.

ایکدا مجموعه ای از فیلمهای با نماهای خون آلود و مرگهای غافل گیر کننده را ساخت. فیلمهای " splatter" و " Evil Dead Trap " این کارگردان، در دو فیلم دیگر-که تنها در نام دنباله فیلمهای او بودند - پیروی شد اولین فیلم " Evil Dead Trap 2: Hideko " بود که توسط ایزو هاشیموتو در سال 1991 ساخته شد. این فیلم چندان جالب نبود اما صحنه های خونبار زیادی را در خود گنجانده بود.

فیلم دیگر " " Evil Dead Trap 3: broken love killer به کارگردانی خود ایکدا در سال 1993 ساخته شد این فیلم بسیاریکدست اما توام با ترسی روانی بود.

در اوایل دهه نود سینمای وحشت ژاپن نشانه هایی از حیات را در خود دید. انتشار " مدرسه تسخیر شده" که بر اساس مجموعه پرفروشی درباره افسانه های شهری ژاپن ساخته شده بود در میان بچه ها و نوجوانان سینمای وحشت را محبوب کرد. این مجموعه شامل چهار فیلم تئاترگونه، سریالهای تلویزیونی و سری های انیمیشن میشد. این مجموعه الهام بخش سینمای وحشت ژاپن شدند از جمله این الهام گیرندگان میتوان به هیدیو ناکاتا، هیروشی تاکاهاشی، کیوشی کوروساوا و تاکاشی شیمیزو اشاره کرد. موفقیت سری فیلمهای " مدرسه تسخیر شده " نوریو تسوراتا را قانع کرد تا دست به ساخت مجموعه ای بزند که آن با عنوان " داستانهای حقیقتاً ترسناک"((Honto ni atta kowai hanashi) شناخته میشوند و ماجرای روحی در حیات مدرسه را حکایت میکند.

این مسیر پی در پی در زمینه فعالیتهای این ژانر عاقبت با انتشار فیلم "Ring " اثر هیدئو ناکاتا به حد اعلاء خود رسید. این فیلم سینمای وحشت داخلی ژاپن را تبدیل به سینمایی سودمند ، موفق و دارای نفوذ کرد. 


ترکیب عناصر سنتی و معاصر در فیلم حلقه، محبوبیتی بی اندازه را برای این فیلم فراهم آورد و این امر سبب شد تا بلافاصله موجی از فیلمهایی که از این اثر الهام میگرفتند بروز پیدا کنند. بهترین این نمونه ها سری فیلمهای "the grudge" اثر تاکاشی شیمیزو میباشد. این سری بر پایه ای بنا شدند که ناکاتا آن را بنا نهاده بود و البته این سری موفقیت هایی را که شایسته اش بود تجربه کرد. علی رغم وجود کپی های بسیار در این دوره نیز ما شاهد برخی آثار نوآورانه بودیم از آن جمله میتوان به اقتباسهای جونجی ایتو با عنوان "اوزوماکی" محصول 2001 و "love ghost" محصول 2000 اشاره کرد و یا میتوان به "terrifying pulse" اثر نسبتاً متروک کیوشی کوروساوا اشاره کرد که این فیلم از لحاظ استفاده از تکنولوژی سینمایی وحشت بعد از فیلم حلقه، بهترین است.

در سال 2002 ناکاتا خودش مجدداً دست به کار شد و فیلم عالی "dark water" را ساخت داستانی زیرکانه و قدرتمند با موضوع روح. در این سالها سینمای وحشت ژاپن توجه بین المللی را به خود جلب کرده بود و سینمای هالیوود دست به بازسازی فیلم حلقه کرد ؛ در سال 2002 گور وربینسکی آمریکایی "the ring" را ساخت و در سال 2004 "the grudge" با همکاری ژاپن و آمریکا ساخته شد.

در سالهای جاری شاهد دوری از الگوهای فیلمهایی چون "حلقه" و" کینه" هستیم. در حالی که هیدئو ناکاتا و تاکاشی شیمیزو به دنبال تکرار موفقیت های خود بودند اقتباس های حماسی مانگا (مانگا عبارت است از ژانرهای غالباً علمی و تخیلی در قالب انیمیشن، کمیک و یا کارتون در ژاپن ) مثل "death note" و "20th century boys" در باکس آفیس به موفقیت دست یافتند. از دیگر آثار موفق دوره جاری میتوان به "nightmare detective" که در سال 2006 توسط شینیا تسوکاموتو ساخته شد اشاره کرد به طوری که این فیلم از بهترین فیلمهایی است که بعد از فیلم " حلقه " ساخته شده است گرچه این فیلم در واقع بازسازی از فیلم (nightmare on elm street" (1984" میباشد اما این فیلم فیلمنامه ای اصیل و درخور توجهی دارد .این فیلم داستان مردی است که توانایی ورود به رویاهای دیگران را دارد، هنگامی که مجموعه ای از خودکشی های وحشتناک رخ میدهد پلیس از او تقاضا میکند که به مقابله با فردی بشتابد که بیماری روانی دارد و عامل خودکشی هاست و در عین حال قابلیت مشابهی در ورود به رویاهای دیگران را دارد. در زمانی که فیلمهای ژاپنی اغلب چیزی بیش از بازسازی های"حلقه" و یا "کینه" ارائه نمیکردند فیلم" nightmare detective"" نشان داد که هنوز این ژانر جان دارد و دلایل بسیاری موجود است تا نسبت به آینده ژانر وحشت در ژاپن خوش بین باشیم.

نقدفارسی

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (1 Vote)
Wednesday, 29 May 2024
الأربعاء, ۲۱ ذو القعدة ۱۴۴۵
چهارشنبه, ۰۹ خرداد ۱۴۰۳

Please publish modules in offcanvas position.